<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
 <channel>
  <title>Social - RSS Feed</title>
  <link>https://en.ava360.com/articles/browse-social-1.html</link>
  <description>AVA360 English is a video-sharing website in which users can upload, share and view videos in many different channels and categories.</description>
  <item>
   <title>جامعه شناسی مهاجرت ایرانیان به بلژیک</title>
   <link>https://en.ava360.com/articles/read-%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%85%d9%87%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%aa-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%84%da%98%db%8c%da%a9_17.html</link>
   <description><![CDATA[<p style="text-align: right;"><strong><span style="line-height: 1.5em;">&nbsp;کتاب بررسی جامعه شناختی مهاجرت</span></strong></p>
<p style="text-align: right;"><strong>&nbsp;ایرانیان به کشور بلژیک، مهاجرت ناخواسته&raquo; نوشته نادر وهابی توسط انتشارات فروغ در کلن آلمان به چاپ رسید. کتاب با یک مقدمه، سه فصل و یک فرهنگ نامه مهاجرت در 198 صفحه در بهمن ماه 1390 (دسامبر 2011) انتشار یافته است. چکیده ای به&nbsp;<span style="line-height: 1.5em;">سه زبان فرانسوی، انگلیسی و&nbsp;</span></strong></p>
<p><img style="line-height: 1.5em; float: left;" src="/uploads/articles/5e587a36.jpg" alt="" width="259" height="194" border="0" hspace="" vspace="" /></p>
<p style="text-align: right;"><strong><span style="line-height: 1.5em;">فارسی به پایان کتاب افزوده شده است.</span></strong></p>
<p style="text-align: right;" dir=""><span style="line-height: 1.5em;">اصل کتاب در ماه مه 2011 به زبان فرانسه توسط انتشارات ارمتان در پاریس با عنوان زیر به چاپ رسیده بود که توسط نریمان آشنا به فارسی ترجمه شده است:</span></p>
<p style="text-align: right;">در دوره های مختلف تاریخی، مهاجرت ایرانیان به کشورهای اروپایی انگیزه های متفاوت داشته است اما به وضوح می توان دلایل تجاری و آموزشی را نخستین تکانه های مهاجرت ایرانیان به این کشورها برشمرد. مهاجرت ایرانیان به اروپا پدیده ای مدرن و امروزی محسوب می شود که عمدتا در سده بیستم گسترش یافته است هر چند که خاستگاه اصلی آن به آغاز برقراری مناسبات دیپلماتیک میان ایران و کشورهای اروپایی در سده های گذشته و مشخصا با بلژیک در سده نوزدهم باز می گردد. این کشور کوچک اروپای غربی مقصد اصلی مهاجرت ایرانیان نبوده است اما در دو برهه مهم تاریخی به یکی از مقاصد اصلی مهاجرت ایرانیان تبدیل می شود. وقوع انقلاب اسلامی در ایران در سال 1357 (1979 میلادی) و وقوع جنگ عراق با ایران در سال 1359 (1981 میلادی) از جمله عوامل بنیادی تسریع مهاجرت ایرانیان به خارج از کشور بودند. این دو عامل، انگیزه های مهاجرت ایرانیان را که&nbsp;</p>
<p style="text-align: right;"><span style="line-height: 1.5em;"><br />در این میان، آنچه که جایگاه بلژیک را به عنوان یک کشور مقصد مهاجرت ایرانیان برجسته می سازد نقش ناخواسته آن در مهاجرت ایرانیان بوده است. یک دگرگونی مهم تاریخی- حذف روادید ورود ایرانیان به بوسنی به عنوان یک کشور نوبنیاد اروپایی که از خاکستر ستیزه های خونین قومی سربرآورده بود- درهای مهاجرت را به روی آن دسته از ایرانیانی گشود که به دلایل مختلفی چون احساس عدم امنیت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی یا مذهبی در پی ترک دیار و خروج از کشور بودند. برای بسیاری از این ایرانیان، بلژیک مقصد اصلی آنها نبود بلکه عوامل دیگری چون همسایگی آن با کشوری چون انگلستان از جمله دلایل مهاجرت ایرانیان به این کشور بوده است. از اینجاست که مهفوم بنیادی کتاب نادر وهابی یعنی &laquo; مهاجرت ناخواسته&raquo; شکل می گیرد و او بر بستر این مفهوم است که می کوشد روند مهاجرت ایرانیان را در چارچوب جامعه شناسی مهاجرت مورد بررسی قرار دهد. پرداختن به این مفهوم تازه در مطالعه جامعه شناختی مهاجرت ایرانیان به بلژیک &nbsp;که بین دسامبر 2008 تا ژوئیه 2010 با همکاری دانشگاه لی یژ صورت گرفته است، نویسنده را در بطن زندگی ایرانیان مهاجر قرار داده و موجب ارتباط نزدیک او با آن ها در انجام پژوهش میدانی اش شده است. پژوهش او پیش از هر چیز بر محور گفت و گوها با این مهاجران،38 نفر، و ثبت و بازنگاری سرگذشت ها و سیر مهاجرت ایشان استوار بوده است. برپایه چنین پژوهش های میدانی است که او توانسته زمینه های تاریخی مهاجرت ایرانیان به بلژیک، قوس مهاجرت ایرانیان، دلایل و انگیزه های مختلف آن، شیوه ها و روش های&nbsp;</span><span style="line-height: 1.5em;">انجام مهاجرت، چگونگی ورود به بلژیک و چند و چون استقرار ایرانیان در این کشور و وضعیت کنونی آنها و خصوصیات نسل جوان آن را مورد بررسی و مطالعه قرار دهد.</span>پیش از انقلاب به حوزه های تجارت و آموزش محدود مانده بود گسترش بخشیدند و به آن رنگ و بوی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی دادند.</p>
<p style="text-align: right;" dir="">برخی از نقاط قوت این کتاب موضوع پژوهشی تازه آن، اتکای نویسنده به پژوهش میدانی، روزآمد بودن موضوعات بررسی شده، ومهم تر از همه بررسی های آماری دقیق و موشکاف آن برای دست یابی به آمار دقیق جمعیت مهاجران ایرانی بلژیک است که انجام آن خالی از دشواری های پژوهشی نبوده است. نگاه علمی و عاری از پیش داوری مولف نسبت به موضوعات پژوهش خود که طیف وسیعی از ایرانیان از اقشار مختلف اجتماعی و سیاسی را در بر می گیرد از جمله دلایل دیگری است که به این پژوهش اعتبار می بخشد. ارتباط عینی &nbsp;و رو در روی نویسنده با موضوعات پژوهش خود که از جمله ویژگی های مصاحبه های علمی است و همچنین کسب اعتماد ایشان سبب شده است که کتاب از حالت خشک علمی یا پژوهش آماری صرف خارج شده و در لحظاتی بار عاطفی و انسانی مصاحبه ها خواننده را در لایه های فرامتنی پژوهش فرو برد. این مصاحبه ها که برخی از آنها با چهره های شناخته شده سیاسی و دست اندرکاران اداری نظام پیشین ایران صورت گرفته ارزش های تاریخی بالایی به کتاب می بخشد و زوایای ناگفته ای از تاریخ معاصر ایران را روشن می سازند.</p>
<p style="text-align: right;" dir="">نریمان آشنا</p>
<p style="text-align: right;" dir=""><strong><a href="http://ketab-online.net/153-D8A8D8B1D8B1D8B3DB8C-D8ACD8A7D985D8B9D987-D8B4D986D8A7D8AED8AADB8C-D985D987D8A7D8ACD8B1D8AA-D8A7DB8CD8B1D8A7D986DB8CD8A7D986-.html" target="_blank">برای خرید کلیک کنید</a></strong></p>
<p>&nbsp;</p>]]></description>
   <pubDate>Tue, 26 Mar 2013 22:09:13 -0700</pubDate>
   <guid>https://en.ava360.com/articles/read-%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%85%d9%87%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%aa-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%84%da%98%db%8c%da%a9_17.html</guid>
  </item>
  <item>
   <title>جشن فروردین و فروردگان</title>
   <link>https://en.ava360.com/articles/read-%d8%ac%d8%b4%d9%86-%d9%81%d8%b1%d9%88%d8%b1%d8%af%db%8c%d9%86-%d9%88-%d9%81%d8%b1%d9%88%d8%b1%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86_16.html</link>
   <description><![CDATA[<p style="text-align: right;">فروردین از ریشه فرور و فرورد است که از یک واژۀ پارسی باستان به ما رسیده: در سنگ نبشتۀ بهستان (بیستون) داریوش بزرگ یکی از هماوردان خود را به نام فراورتی Faravarti&nbsp;یاد کرده.</p>
<p><img style="float: left;" src="/uploads/articles/cff403c5.jpg" alt="" width="320" height="314" border="0" hspace="" vspace="" /></p>
<p style="text-align: right;">&nbsp;دومین پادشاه ماد نیز فرودتی نام داشته و پدر دیاکو سردودمان پادشاهان ماد هم که در 713ق.م به تخت شاهی جلوس کرد همین نام را داشته، فرودتی با واژۀ اوستائی فروشی Farvashi و پهلوی فروهر Farvahr برابر است. در اوستا فروشی یکی از نیروهای نهانی است که پس از درگذشت آدمی با روان و دین از تن جدا گشته به سوی جهان مینوی گراید. هیأت واژۀ (فروردین) از هیأت اوستائی در حالت&nbsp;<span style="line-height: 1.5em;">اضافه در جمع مؤنث اتخاذ شده، چه در اوستا این ترکیب همیشه با واژۀ اشاون ash&acirc;van آمده به معنی فرودهای پاکان، فروهرهای نیرومند پارسیان ـ بنابراین در کلمۀ فارسی (فروردین) مضاف&zwnj;الیه آنکه (پاکان) باشد افتاده است.</span></p>
<p style="text-align: right;"><span>اما فروردگان مرکب است از همان فرورد و گان پسوند نسبت و اتصاف. این لغت به جشن ویژۀ ارواح در گذشتگان اطلاق می&zwnj;شده و آن هنگام نزول فروهران است از آسمان برای دیدن بازماندگان. نظیر آن در دیگر ادیان کهن و نو نیز دیده می&zwnj;شود و آن را (عید اموات) گویند. در نزد هندوان ستایش نیاکان (پیتارا Pitara) شباهتی به این جشن ایرانی دارد ـ رومیان نیز ارواح مردگان را به نام Manes خدایانی به تصور درآورده فدیه نثار آنان می&zwnj;کردند و معتقد بودند پس از آنکه تن به خاک سپرده شد، روان به مقامی ارجمند خواهد رسید، از این&zwnj;رو در گورستان&zwnj;ها، در ماه فوریه جشنی برای مردگان برپا می&zwnj;کردند و فدیه می&zwnj;دادند. بعضی مدت جشن فروردگان را پنج روز و برخی ده روز دانسته&zwnj;اند. این عید که اکنون پارسیان هند آن را &laquo;مقتات&raquo; می&zwnj;نامند در ایران به نام فروردگان و فروردیگان و معرب آنها فروردجان و فروردیجان از لغات پهلوی فردگان و پردگان و پردجان و به اصطلاح ادبی فروردکان نامیده شده و ریشۀ آنها از لغت اوستائی فرورتی و فروشی است که در بالا گذشت.</span></p>
<p style="text-align: right;"><span>بنابر مشهور، این عید ده روز بوده که در اصل عبارت بوده است از پنج روز آخر ماه دوازدهم با پنج روز الحاقی اندر گاه و در اواخر عهد ساسانیان و همچنین نزد اغلب زرتشتیان قرون نخستین اسلام پنج روز آخر ماه آبان با پنج روز اندرگاه که پس از آخر آبان می&zwnj;آمده است. از خود اوستا مستفاد می&zwnj;شود که این عید از زمان قدیم ده روز بوده است چه در &laquo;یشت 13 بند 49&raquo; مدت نزول ارواح را ده روز می&zwnj;شمارد ولی معذلک ممکن و بلکه محتمل است هنگامی که خمسۀ مسترقه در جلو دی ماه بوده پنج روز پایان اسفندارمذ، یعنی از 26 تا 30 آن ماه عید بازگشت ارواح به منازل خودشان بوده است و چون خمسه را بعدها به آخر اسفندارمذ نقل کردند بعضی چون فروردگان را در واقع آخرین پنج روز قبل از فروردین می&zwnj;دانستند همان خمسه را فروردگان شمردند و برخی دیگر بنابر همان سنت جاری قدیم پنج روز آخر اسفندارمز را فروردگان گرفتند و عاقبت چنان&zwnj;که بیرونی نوشته: &laquo;از آنجا که این ایام در آئین مذهبی اهمیت بسیار داشته و از زرتشتیان نمی&zwnj;بایست فوت شود عمل به احتیاط کردند و هر دو پنج روز یعنی همۀ ده روز را جشن گرفتند.&raquo;</span></p>
<p style="text-align: right;"><span>فروردگان که در پایان سال گرفته می&zwnj;شد ظاهراً در واقع روزهای عزا و ماتم بوده نه جشن و شادی، چنان&zwnj;که بیرونی راجع به همین روزهای آخر سال نزد سغدیان گوید: &laquo;در آخر ماه دوازدهم (خشوم) اهل سغد برای اموات قدیم خود گریه و نوحه&zwnj;سرائی کنند چهره&zwnj;های خود را بخراشند و برای مردگان خوردنی&zwnj;ها و آشامیدنی&zwnj;ها گذارند و ظاهراً به همین جهت جشن نوروز که پس از آن می&zwnj;آید روز شادی بزرگ بوده (علاوه بر آنکه جشن آغاز سال محسوب می&zwnj;شده).&raquo;</span></p>
<p style="text-align: right;"><span>کلمۀ جشن هم که در این اصطلاح به کار رفته با (یشتن) پهلوی و (یزشن) پازند و (یسنا) و (یشت) اوستائی از یک ریشه و به معنی نیایش و ستایش و مجازاً برپا داشتن آئین و رسوم و تشریفات (اعم از سوگ و سور) است.</span></p>
<p style="text-align: right;"><span>در داستانهای ملی فردوسی که بدون شک مواد شاهنامۀ خود را مع&zwnj;الواسطه از خداینامک و دیگر کتب و رسایل پهلوی اتخاذ کرده، و بکار می برد.</span></p>
<p>&nbsp;</p>]]></description>
   <pubDate>Fri, 22 Mar 2013 03:03:09 -0700</pubDate>
   <guid>https://en.ava360.com/articles/read-%d8%ac%d8%b4%d9%86-%d9%81%d8%b1%d9%88%d8%b1%d8%af%db%8c%d9%86-%d9%88-%d9%81%d8%b1%d9%88%d8%b1%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86_16.html</guid>
  </item>
  <item>
   <title>روز جهانی نوروز</title>
   <link>https://en.ava360.com/articles/read-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2_15.html</link>
   <description><![CDATA[<p style="text-align: right;">مجمع عمومی سازمان ملل متحد در تاریخ سه شنبه ۴ اسفند ۱۳۸۸ برابر با ۲۳ فوریه ۲۰۱۰ با تصویب قطعنامه&zwnj;ای روز ۲۱ مارس برابر با ۱ فروردین را در چارچوب مادهٔ ۴۹ و تحت عنوان فرهنگ صلح به عنوان روز جهانی نوروز به تصویب رسانده و در&nbsp;<a style="line-height: 1.5em;" href="/uploads/articles/3eff41e0.jpg" rel="prettyPhoto[phpmelody]"><img style="float: left;" src="/uploads/articles/3eff41e0.jpg" alt="" width="352" height="246" border="0" hspace="" vspace="" /></a><span style="line-height: 1.5em;">تقویم خود جای داد، طی این اقدام که برای نخستین&zwnj;بار در تاریخ این سازمان صورت گرفت، نوروز ایرانی به&zwnj;عنوان یک مناسبت بین&zwnj;المللی به رسمیت شناخته شد.</span></p>
<p style="text-align: right;">قطعنامه نوروز به ابتکار نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل متحد و با همکاری جمهوری آذربایجان، افغانستان، تاجیکستان، ترکیه، ترکمنستان، قزاقستان و قرقیزستان آماده و به مجمع عمومی سازمان ملل ارایه شد، &nbsp;ضمن اینکه ۳ کشور هند، آلبانی و مقدونیه نیز در روز رای&zwnj;گیری به کشورهای تهیه&zwnj;کننده این قطعنامه پیوستند.&nbsp;</p>
<p style="text-align: right;">در اطلاعیه دفتر روابط عمومی مجمع عمومی سازمان ملل آمده&zwnj;است که امروزه بیش از ۳۰۰ میلیون نفر در ایران، افغانستان، تاجیکستان، جمهوری آذربایجان و سایر کشورهای آسیای میانه و قفقاز، در منطقه بالکان، حوزه دریای سیاه و خاورمیانه آغاز فصل بهار را با سنت باستانی عید نوروز که تاکیدی است بر زندگی در هماهنگی و تعادل با طبیعت، جشن می&zwnj;گیرند. در متن به تصویب رسیده در مجمع عمومی سازمان ملل، نوروز، جشنی با ریشه ایرانی که قدمتی بیش از ۳ هزار سال دارد، توصیف شده&zwnj;است.&nbsp;</p>
<p style="text-align: right;"><span style="line-height: 1.5em;">پیشتر و در تاریخ ۸ مهر همین سال عید نوروز به عنوان میراث فرهنگی و معنوی بشری، در سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل، یونسکو، به ثبت رسیده بود.</span></p>
<p style="text-align: right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align: right;"><strong>بندهای این قطعنامه&nbsp;</strong></p>
<p style="text-align: right;">این قطعنامه در ۱۷ بند مقدماتی و ۵ بند اجرایی تنظیم شده&zwnj;است، که بندهای اجرایی آن به این شرح می&zwnj;باشد:</p>
<p style="text-align: right;">شناسایی ۱ فروردین برابر با ۲۱ مارس به عنوان روز بین&zwnj;المللی نوروز<br />استقبال از تلاش کشورهایی که نوروز را گرامی می&zwnj;دارند در جهت حفظ و توسعه فرهنگ و سنت&zwnj;های نوروزی<br />تشویق دیگر کشورها به آگاه&zwnj;سازی در مورد نوروز و سازماندهی مراسمی در بزرگداشت نوروز به طریق مقتضی<br />درخواست از کشورهایی که نوروز را گرامی می&zwnj;دارند برای پژوهش پیرامون تاریخ و سنت&zwnj;های نوروزی با هدف انتشار آگاهی در مورد میراث نوروز در میان جامعه بین&zwnj;المللی<br />دعوت از کشورهای علاقمند، نظام ملل متحد، کارگزاری&zwnj;های تخصصی ملل متحد به&zwnj;ویژه یونسکو، صندوق&zwnj;ها و برنامه&zwnj;های ملل متحد، سازمانهای بین&zwnj;المللی و منطقه&zwnj;ای و سازمان&zwnj;های غیردولتی برای شرکت در مراسم نوروزی &nbsp;</p>
<p style="text-align: right;">&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>]]></description>
   <pubDate>Tue, 19 Mar 2013 23:30:47 -0700</pubDate>
   <guid>https://en.ava360.com/articles/read-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2_15.html</guid>
  </item>
  <item>
   <title>گاه‌شماری جلالی و ایرانی</title>
   <link>https://en.ava360.com/articles/read-%da%af%d8%a7%d9%87%e2%80%8c%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%ac%d9%84%d8%a7%d9%84%db%8c-%d9%88-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c_14.html</link>
   <description><![CDATA[<p><img style="line-height: 1.5em; float: left;" src="/uploads/articles/45a2bbef.gif" alt="" width="300" height="300" border="0" hspace="" vspace="" /></p>
<p style="text-align: right;"><strong>گاه&zwnj;شماری جلالی، دقیق&zwnj;ترین تقویم هماهنگ با سال اعتدالی و مبنای گاهشماری ایرانی از قرن پنجم خورشیدی بدین سو است.</strong></p>
<p style="text-align: right;">گاه&zwnj;شماری جلالی در راستای اصلاح و محاسبه دقیق گاهشماری ایرانی و درپی گاه&zwnj;شماری یزدگردی بوجود آمد. بی توجهی به اجرای کبیسه گیری گاهشماری یزدگردی از سال ۳۷۵ یزدگردی (۱۰۰۶ میلادی) تا اوایل دوران جلال&zwnj;الدوله ملک&zwnj;شاه سلجوقی موجب شده بود، نوروز هجده روز نسبت به زمان واقعی جابجا شود. و اعتدال بهاری بجای اول فروردین با نوزدهم فرردین منطبق شود. از این رو با حذف هجده روز آغاز فروردین و اعمال آن بعنوان کبیسه در پایان سال ۴۴۷ یزدگردی و قرار گرفتن موقعیت ورود خورشید به نقطه اعتدال بهاری در سرآغاز سال، گاهشماری جلالی شکل گرفت. گاهشماری جلالی را در هماهنگی با سال اعتدالی دقیق&zwnj;ترین گاهشماری جهان دانسته&zwnj;اند. در برابر تقویم اروپایی که در هر ۳۳۲۰ سال یک&nbsp;<span style="line-height: 1.5em;">روز خطا دارد.، گاهشماری جلالی در هر ۱۰ هزار سال یک ثانیه خطا دارد.</span></p>
<p style="text-align: right;">گاهشماری جلالی توسط عده&zwnj;ای از ریاضی دانان ایرانی از جمله ابوالفتح عبدالرحمان منصور خازنی، ابومظفر اسفزاری، ابوعباس لوکری، محمد بن احمد معموری، میمون بن نجیب واسطی، ابن کوشک بیهقی مباهی و در رأس آنان حکیم عمر خیام در ۳ رمضان ۴۷۱ هجری قمری تدوین شد. کار تدوین این تقویم در دورهٔ جلال&zwnj;الدین ملکشاه سلجوقی با فرمان خواجه نظام&zwnj;الملک و محل رصد آن شهرهای اصفهان (پایتخت سلجوقیان)، ری و نیشابور ذکر</p>
<hr />
<p style="text-align: right;">شده&zwnj;است</p>
<p style="text-align: right;">گاهشماری جلالی تا پیش از مشروطه در ایران رسمیت نداشت و با تغییراتی از جمله در مبدأ و اسامی و طول ماهها در قالب تقویم هجری شمسی برجی از سال ۱۳۲۹ هجری قمری برابر با ۱۲۸۹ هجری خورشیدی در ایران به کار رفته و سپس با تغییراتی در قالب تقویم هجری شمسی در سال ۱۳۰۴ خورشیدی کلیات آن به همراه نامهای فارسی برای ماهها و تعدیل طول ماهها به تصویب مجلس شورای ملی گاه&zwnj;شماری رسمی ایران شد. گاهشماری ایران و گاهشماری افغانستان بر پایه گاهشماری جلالی ساخته شده&zwnj;اند ولی هم درازای ماه&zwnj;هایشان و هم آغاز تاریخشان با گاهشماری جلالی دگرگونی دارد.</p>
<p style="text-align: right;">مبدأ گاه&zwnj;شماری جلالی، سال جلوس ملکشاه بر تخت سلطنت و سرآغاز آن جمعه، اول فروردین سال نخستین جلالی (۴۵۸ هجری خورشیدی)، برابر نهم رمضان سال ۴۷۱ هجری قمری قراردادی (دهم رمضان سال ۴۷۱ هجری قمری هلالی) و مطابق با ۱۵ مارس ۱۰۷۹ میلادی جولیانی (۲۱ مارس ۱۰۷۹ میلادی گرگوری) بود که تفاضل آن با تقویم هجری خورشیدی ۴۵۷ سال می&zwnj;باشد. در این گاهشماری روز اول سال طوری تنظیم شده&zwnj;است که با برابری بهاری همگام شود و در پایان سال&zwnj;ها ۳۶۵ یا ۳۶۶ روز دارند.</p>
<p style="text-align: right;">نوروز یا سرآغاز سال جلالی، روزی است که خورشید تا زمان عبور از نصف&zwnj;النهار محل (ظهرهنگام) به نقطه اعتدال بهاری رسیده باشد.</p>
<p style="text-align: right;">طبق تقویم&zwnj;های استخراج شده، طول ماه&zwnj;های آن مانند گاه&zwnj;شماری یزدگردی ۳۰روزه با ۵روز افزوده و ماه&zwnj;ها با همان اسامی (فروردین تا اسفند با پسوند جلالی یا سلطانی) و روزها با عددشماری بوده&zwnj;است. اما طبق بعضی نظرها برای ماه&zwnj;ها و روزها، نام&zwnj;هایی جدید نیز ذکر شده&zwnj;است. و یا طول ماه&zwnj;ها براساس توقف نسبی خورشید در برج&zwnj;ها بین ۲۹ تا ۳۲ روزه نیز دانسته شده&zwnj;است که از مشخصه&zwnj;های گاه&zwnj;شماری هجری خورشیدی برجی بدست آمده از جلالی نیز می&zwnj;باشد.</p>
<p style="text-align: right;">کبیسه&zwnj;گیری گاه&zwnj;شماری جلالی در برابرسازی ماه&zwnj;های سال با حرکت واقعی خورشید در منطقه&zwnj;البروج و نیز محاسبه سال و تطبیق سرآغاز آن با نقطه اعتدالی، در مقایسه با سایر گاه&zwnj;شماری&zwnj;های خورشیدی، از جمله گاه&zwnj;شماری میلادی به&zwnj;مراتب دقیقتر است. چراکه تقویم جلالی علاوه بر کبیسه&zwnj;های معمول چهارساله از کبیسه پنج ساله نیز بهره می&zwnj;برد. درباره روش کبیسه گیری جلالی نظرهای متفاوتی وجود دارد و بیشتر عقیده بر این است که در آغاز امر روشی خاص اعمال نشده و&nbsp;<span style="line-height: 1.5em;">سال&zwnj;های کبیسه در آن مانند تقویم رسمی کنونی ایران ثابت نبوده و کبیسه کردن مطابق با نتایج رصد سالانه بوده&zwnj;است.</span></p>
<p style="text-align: right;">طبق کبیسه&zwnj;های پیشنهاد شده از جمله زیج ایلخانی تقویم جلالی دارای یکدوره ۱۲۸ ساله با جمعاً ۳۱ روز کبیسه&zwnj;است. هر دوره کبیسه گیری ۱۲۸ ساله شامل یک زیرْدورهٔ ۲۹ ساله و سه زیردوره ۳۳ ساله&zwnj;است. که هر زیرْدوره یک کبیسه با فاصله پنج ساله در آغاز، پیش از کبیسه&zwnj;های چهارساله دارد. با این شیوه کبیسه گیری، سال جلالی ۳۶۵٬۲۴۲۱۸۷۵ روز و میزان دقت آن یک روز در هر ۸۸٬۵۷۴ سال می&zwnj;باشد.[۱۰] و در کبیسه گیری پیشنهادی ذبیح بهروز دوره بزرگ ۲۸۲۰ ساله وجود دارد که مورد توجه احمد بیرشک نیز قرار گرفته&zwnj;است. در طی این دوره بزرگ ساعت تحویل سال تکرار می&zwnj;شود. و شامل ۲۲ دوره ۱۲۸ ساله سابق بعلاوه یک کبیسه چهارسالی است. درنتیجه دوره بزرگ یک زیردوره ۳۷ ساله در انتها دارد. در این شیوه سال خورشیدی ۳۶۵٬۲۴۲۱۹۸۵۸ روز و میزان دقت آن یک روز در هر ۴٬۷۶۱٬۹۰۵ سال می&zwnj;باشد. که شیوه اخیر دقیقترین کبیسه گیری سال خورشیدی می&zwnj;باشد.</p>
<h2 style="text-align: right;"><span id=".D8.AA.D9.82.D9.88.DB.8C.D9.85_.D8.A7.DB.8C.D8.B1.D8.A7.D9.86.DB.8C" class="mw-headline">تقویم ایرانی</span></h2>
<p style="text-align: right;">تقویم ایرانی برگرفته از گاهشماری جلالی به طور رسمی در ایران و نواحی مجاور آن استفاده می&zwnj;شود. یک تقویم خورشیدی است که به دقت از فصل&zwnj;های نجومی تبعیت می&zwnj;کند، بنابراین به دانستن زمان دقیق اعتدال بهاری نیاز داریم.</p>
<p style="text-align: right;">قوانین این تقویم ساده&zwnj;اند. سالها ۱۲ ماه دارند که از هجرت پیامبر از مکه به مدینه در سال ۶۲۲ بعد از میلاد شروع شده&zwnj;اند. یک سال جلالی در اولین روز بهار نجومی و یا در روز بعد از آن که به ترتیب منطبق با این است که لحظه اعتدالی قبل یا بعد از ظهر حقیقی به وقت تهران (تقریباً حدود ۱۲:۰۷) اتفاق بیفتد، شروع می&zwnj;شود. در۶ ماه اول سال همه ماهها۳۱ روز و در ۶ ماه دوم در یک سال کبیسه همه ۳۰ روز دارند. در سالهای معمولی(غیر کبیسه) آخرین ماه سال ۲۹ روزه&zwnj;است. بنابراین هر فصل با ۳ ماه متوالی منطبق است.</p>
<p style="text-align: right;">انتظار می&zwnj;رود که تقریباً هر چهار سال در تقویم ایرانی یک سال کبیسه باشد و این نظم مشهور در تقویم خورشیدی است. به علاوه معمولاً بعد از هر ۳۲ سال (بعضی اوقات بعد از ۲۸ یا ۳۶) یک سال معمولی اضافه می&zwnj;شود یعنی به جای ۳ سال متوالی ، ۴ سال متوالی ۳۶۵ روزه&zwnj;است.</p>
<p>&nbsp;</p>]]></description>
   <pubDate>Tue, 19 Mar 2013 23:21:29 -0700</pubDate>
   <guid>https://en.ava360.com/articles/read-%da%af%d8%a7%d9%87%e2%80%8c%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%ac%d9%84%d8%a7%d9%84%db%8c-%d9%88-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c_14.html</guid>
  </item>
  <item>
   <title>Iranian calendars</title>
   <link>https://en.ava360.com/articles/read-iranian-calendars_13.html</link>
   <description><![CDATA[<p><img style="float: right;" src="/uploads/articles/e4f446d6.png" alt="" width="386" height="243" border="0" hspace="" vspace="" /></p>
<p>The Iranian calendars also called Persian calendars (Persian: Taqwime Fārsi&lrm; Gāhŝomāriye Irāni) are a succession of calendars invented or used for over two millennia in Greater Iran. One of the longest chronological records in human history, the Iranian calendar has been modified time and again during its history to suit administrative, climatic, and religious purposes.<br />The modern Iranian calendar (Solar Hijri calendar (SH)) is now the official calendar in Iran and Afghanistan. It begins on the vernal equinox as determined by astronomical calculations for the Iran Standard Time meridian (52.5&deg;E or GMT+3.5h). This determination of starting moment is more accurate than the Gregorian calendar as far as predicting the date of the vernal equinox is concerned because it uses astronomical calculation rather than mathematical rules.[1] but requires consulting an astronomical almanac.<br />Its years are designated AP, short for Anno Persico. The Iranian year usually begins within a day of 21 March of the Gregorian calendar. To find the corresponding year of the Gregorian calendar, add 621 or 622 (depending on the time of the year) to a Solar Hijri year. A short table of year correspondences between the Persian and Gregorian calendars is provided below.</p>
<p><br /><strong>Ancient calendars</strong><br /><span style="line-height: 1.5em;">Although the earliest evidence of Iranian calendrical traditions is from the second millennium BC, predating the appearance of the Iranian prophet Zoroaster, the first fully preserved calendar is that of the Achaemenids. Throughout recorded history, Persians have been keen on the idea and importance of having a calendar. They were among the first cultures to use a solar calendar and have long favoured a solar over lunar and lunisolar approaches. The sun has always been a symbol in Iranian culture and is closely related to the folklore regarding Cyrus the Great himself.</span></p>
<hr />
<p><strong style="line-height: 1.5em;">Old Persian calendar</strong></p>
<p>Old Persian inscriptions and tablets indicate that early Iranians used a 360-day calendar based on the Babylonian system (the Babylonian Calendar was lunar) and modified for their beliefs. Days were not named. The months had two or three divisions depending on the phase of the moon. Twelve months of 30 days were named for festivals or activities of the pastoral year. A 13th month was added every six years to keep the calendar synchronized with the seasons.<br />The following table lists the Old Persian months.</p>
<p>&nbsp;</p>
<table class="wikitable">
<tbody>
<tr>
<td><strong>Order</strong></td>
<td><strong>Corresponding&nbsp;<a title="Julian calendar" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Julian_calendar">Julian</a>&nbsp;months</strong></td>
<td><strong><a class="mw-redirect" title="Old Persian language" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Old_Persian_language">Old Persian</a></strong></td>
<td><strong><a title="Elamite language" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Elamite_language">Elamite spelling</a></strong></td>
<td><strong>Meaning</strong></td>
<td><strong>Corresponding&nbsp;<a title="Babylonian calendar" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Babylonian_calendar">Babylonian</a>&nbsp;month</strong></td>
</tr>
<tr>
<td>1</td>
<td>March&ndash;April</td>
<td>Ādukanai&scaron;a</td>
<td>Hadukanna&scaron;</td>
<td>uncertain</td>
<td>Nīsannu</td>
</tr>
<tr>
<td>2</td>
<td>April&ndash;May</td>
<td>&Theta;ūravāhara</td>
<td>Turmar</td>
<td>Possibly "(Month of) strong spring"</td>
<td>Ayyāru</td>
</tr>
<tr>
<td>3</td>
<td>May&ndash;June</td>
<td>&Theta;āigraci&scaron;</td>
<td>Sākurrizi&scaron;</td>
<td>"Garlic-collecting month"</td>
<td>Sīmannu</td>
</tr>
<tr>
<td>4</td>
<td>June&ndash;July</td>
<td>Garmapada</td>
<td>Karmabata&scaron;</td>
<td>"Heat-station (month)"</td>
<td>Du'ūzu</td>
</tr>
<tr>
<td>5</td>
<td>July&ndash;August</td>
<td>-</td>
<td>Turnabazi&scaron;</td>
<td>-</td>
<td>Ābu</td>
</tr>
<tr>
<td>6</td>
<td>August&ndash;September</td>
<td>-</td>
<td>Karba&scaron;iya&scaron;</td>
<td>-</td>
<td>Ulūlū</td>
</tr>
<tr>
<td>7</td>
<td>September&ndash;October</td>
<td>Bāgayādi&scaron;</td>
<td>Bakeyati&scaron;</td>
<td>"(Month) of the worship of&nbsp;<a title="Bhaga" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Bhaga">baga</a>&nbsp;(god, perhaps&nbsp;<a title="Mithra" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Mithra">Mithra</a>)"</td>
<td>Ta&scaron;rītu</td>
</tr>
<tr>
<td>8</td>
<td>October&ndash;November</td>
<td>*Vrkazana</td>
<td>Marka&scaron;ana&scaron;</td>
<td>"(Month) of wolf killing"</td>
<td>Arahsamna</td>
</tr>
<tr>
<td>9</td>
<td>November&ndash;December</td>
<td>Ā&ccedil;iyādiya</td>
<td>Ha&scaron;iyati&scaron;</td>
<td>"(Month) of the worship of the fire"</td>
<td>Kisilīmu</td>
</tr>
<tr>
<td>10</td>
<td>December&ndash;January</td>
<td>Anāmaka</td>
<td>Hanamaka&scaron;</td>
<td>"Month of the nameless god(?)"</td>
<td>Tebētu</td>
</tr>
<tr>
<td>11</td>
<td>January&ndash;February</td>
<td>*&Theta;wayauvā</td>
<td>Samiyama&scaron;</td>
<td>"The terrible one"</td>
<td>&Scaron;abāţu</td>
</tr>
<tr>
<td>12</td>
<td>February&ndash;March</td>
<td>Viyax(a)na</td>
<td>Miyakanna&scaron;</td>
<td>"Digging-up (month)"</td>
<td>Addāru</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p><br /><strong>Zoroastrian calendar</strong></p>
<p>Main article: Zoroastrian calendar<a style="line-height: 1.5em;" href="/uploads/articles/f3a76cd0.jpg" rel="prettyPhoto[phpmelody]"><img style="float: right;" src="/uploads/articles/f3a76cd0.jpg" alt="" width="281" height="366" border="0" hspace="" vspace="" /></a><br />The first calendars based on Zoroastrian cosmology appeared in the later Achaemenid period (650 to 330 BCE). They evolved over the centuries, but month names changed little until now.<br />The unified Achaemenid empire required a distinctive Iranian calendar, and one was devised in Egyptian tradition, with 12 months of 30 days, each dedicated to a yazata (Eyzad), and four divisions resembling the Semitic week. Four days per month were dedicated to Ahura Mazda and seven were named after the six Amesha Spentas. Thirteen days were named after Fire, Water, Sun, Moon, Tiri and Geush Urvan (the soul of all animals), Mithra, Sraosha (Soroush, yazata of prayer), Rashnu (the Judge), Fravashi, Bahram (yazata of victory), Raman[disambiguation needed] (Ramesh meaning peace), and Vata, the divinity of the wind. Three were dedicated to the female divinities, Daena (yazata of religion and personified conscious), Ashi (yazata of fortune) and Arshtat (justice). The remaining four were dedicated to Asman (lord of sky or Heaven), Zam (earth), Manthra Spenta (the Bounteous Sacred Word) and Anaghra Raocha (the 'Endless Light' of paradise).<br />The month names and their modern versions are given in the following table.</p>
<p>&nbsp;</p>
<table class="wikitable">
<tbody>
<tr>
<td rowspan="2">Order</td>
<td><strong><a title="Avestan language" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Avestan_language">Avestan</a>&nbsp;name of the Yazata (in the&nbsp;<a title="Genitive case" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Genitive_case">genitive</a>)</strong></td>
<td><strong>Approximate meaning of the name</strong></td>
<td><strong><a class="mw-redirect" title="Zoroastrian Middle Persian" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Zoroastrian_Middle_Persian">Pahlavi Middle Persian</a></strong></td>
<td colspan="3"><strong>Modern Iranian Persian</strong></td>
</tr>
<tr>
<td><em><strong>Romanized</strong></em></td>
<td><em><strong>English</strong></em></td>
<td><em><strong>Romanized</strong></em></td>
<td><em><strong>Native Script</strong></em></td>
<td><em><strong>Romanized</strong></em></td>
</tr>
<tr>
<td>1</td>
<td><a title="Fravashi" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Fravashi">Frava&scaron;inąm</a></td>
<td>(Guardian spirits, souls of the righteous)</td>
<td>Frawardīn</td>
<td>فروردین</td>
<td>Farvardīn</td>
</tr>
<tr>
<td>2</td>
<td><a class="mw-redirect" title="Asha Vahishta" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Asha_Vahishta">A&scaron;ahe Vahi&scaron;tahe</a></td>
<td>"Best Truth" / "Best Righteousness"</td>
<td>Ardwahi&scaron;t</td>
<td>اردیبهشت</td>
<td>Ordībehe&scaron;t</td>
</tr>
<tr>
<td>3</td>
<td><a title="Haurvatat" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Haurvatat">Haurvatātō</a></td>
<td>"Wholeness" / "Perfection"</td>
<td>Xordād</td>
<td>خرداد</td>
<td>Xordād</td>
</tr>
<tr>
<td>4</td>
<td><a title="Tishtrya" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Tishtrya">Ti&scaron;tryehe</a></td>
<td>"Sirius"</td>
<td>Tīr</td>
<td>تیر</td>
<td>Tīr</td>
</tr>
<tr>
<td>5</td>
<td><a title="Ameretat" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Ameretat">Amərətātō</a></td>
<td>"Immortality"</td>
<td>Amurdād</td>
<td>مرداد</td>
<td>Mordād</td>
</tr>
<tr>
<td>6</td>
<td><a class="mw-redirect" title="Kshathra Vairya" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Kshathra_Vairya">X&scaron;a&theta;rahe Vairyehe</a></td>
<td>"Desirable Dominion"</td>
<td>&Scaron;ahrewar</td>
<td>شهریور</td>
<td>&Scaron;ahrīvar</td>
</tr>
<tr>
<td>7</td>
<td><a title="Mithra" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Mithra">Mi&theta;rahe</a></td>
<td>"Covenant"</td>
<td>Mihr</td>
<td>مهر</td>
<td>Mehr</td>
</tr>
<tr>
<td>8</td>
<td><a title="Aban" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Aban">Apąm</a></td>
<td>"Waters"</td>
<td>Ābān</td>
<td>آبان</td>
<td>Ābān</td>
</tr>
<tr>
<td>9</td>
<td><a title="Atar" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Atar">Ā&theta;rō</a></td>
<td>"Fire"</td>
<td>Ādur</td>
<td>آذر</td>
<td>Āzar</td>
</tr>
<tr>
<td>10</td>
<td><a title="Ahura Mazda" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Ahura_Mazda">Da&theta;u&scaron;ō</a></td>
<td>"The Creator" (i.e. Ahura Mazda)</td>
<td>Day</td>
<td>دی</td>
<td>Dey</td>
</tr>
<tr>
<td>11</td>
<td><a title="Vohu Manah" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Vohu_Manah">Vaŋhə̄u&scaron; Manaŋhō</a></td>
<td>"Good Mind"</td>
<td>Wahman</td>
<td>بهمن</td>
<td>Bahman</td>
</tr>
<tr>
<td>12</td>
<td><a class="mw-redirect" title="Spenta Armaiti" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Spenta_Armaiti">Spəntayā̊ Ārmatōi&scaron;</a></td>
<td>"Holy Devotion"</td>
<td>Spandarmad</td>
<td>اسفند</td>
<td>Esfand</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p>The calendar had a significant impact on religious observance. It fixed the pantheon of major divinities, and also ensured that their names were uttered often, since at every Zoroastrian act of worship the yazatas of both day and month were invoked. It also clarified the pattern of festivities; for example, Mitrakanna or Mehregan was celebrated on Mithra day of Mithra month, and the Tiri festival (Tiragan) was celebrated on Tiri day of the Tiri month.<br />After the conquests by Alexander of Macedon and his death, the Persian territories fell to one of his generals, Seleucus (312 BCE), starting the Seleucid dynasty of Iran. Based on the Greek tradition, Seleucids introduced the practice of dating by era rather than by the reign of individual kings. Their era became known as that of Alexander, or later the Seleucid era. Since the new rulers were not Zoroastrians, Zoroastrian priests lost their function at the royal courts, and so resented the Seleucids. Although they began dating by eras, they established their own era of Zoroaster.<br />That was the first serious attempt to determine the dates associated with the prophet Zoroaster's life. Priests had no Zoroastrian historical sources, and so turned to Babylonian archives famous in the ancient world. From these they learned that a great event in Persian history took place 228 years before the era of Alexander. In fact, this was the conquest of Babylon by Cyrus the Great in 539 BCE. But the priests misinterpreted this date to be the time the "true faith" was revealed to their prophet, and since Avestan literature indicates that revelation happened when Zoroaster was 30 years old, 568 BCE was taken as his year of birth. The date entered written records as the beginning of the era of Zoroaster, and indeed, the Persian Empire. This incorrect date is still mentioned in many current encyclopedias as Zoroaster&rsquo;s birth date.<br />[edit]Modifications by Parthians, Ardashir I, Hormizd I, Yazdgerd III<br />The Parthians (Arsacid dynasty) adopted the same calendar system with minor modifications, and dated their era from 248 BCE, the date they succeeded the Seleucids. Their names for the months and days are Parthian equivalents of the Avestan ones used previously, differing slightly from the Midd<span style="line-height: 1.5em;">le Persian names used by the Sassanians. For example in Achaemenid times the modern Persian month &lsquo;Day&rsquo; was called Dadvah (Creator), in Parthian it was Datush and the Sassanians named it Dadv/Dai (Dadar in Pahlavi).</span></p>
<p>In 224 CE, Ardashir I, founder of the Sassanid dynasty, added five days at the end of the year, and named them &lsquo;Gatha&rsquo; or &lsquo;Gah&rsquo; days after the ancient Zoroastrian hymns of the same name. This was a modification of the 365-day calendar adopted by Julius Caesar in 46 BCE, based on the Egyptian solar calendar. Iranians had known about the Egyptian system for centuries but never used it. The new system created confusion and met resistance. Many rites were practised over many days to make sure no holy days were missed. To this day many Zoroastrian feasts have two dates.<br />To simplify the situation, Ardeshir&rsquo;s grandson, Hormizd I, linked the new and old holy days into continual six-day feasts. Nowruz was an exception, as the first and the sixth day of the month were celebrated separately, and the sixth became more significant as Zoroaster's birthday. But the reform did not solve all the problems, and Yazdgerd III, the last ruler, introduced the final changes. The year 632 was chosen as the beginning of a new era, and this last imperial Persian calendar is known as the Yazdgerdi calendar.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>]]></description>
   <pubDate>Tue, 19 Mar 2013 23:11:15 -0700</pubDate>
   <guid>https://en.ava360.com/articles/read-iranian-calendars_13.html</guid>
  </item>
  <item>
   <title>Amoo Norooz</title>
   <link>https://en.ava360.com/articles/read-amoo-norooz_12.html</link>
   <description><![CDATA[<p>Amu Nowruz or Amoo Norooz (Persian: عَمو نوروز&lrm;) is the "Uncle" of Norooz, the Persian New Year.<a style="line-height: 1.5em;" href="/uploads/articles/2cfc47a1.jpg" rel="prettyPhoto[phpmelody]"><img style="float: right;" src="/uploads/articles/2cfc47a1.jpg" alt="" width="269" height="363" border="0" hspace="" vspace="" /></a></p>
<p>Along with his side-kick Hajji Firuz, Amoo Norooz ushers in the spring time every year according to Persian tradition. On the eve of spring equinox, when the Persian New Year&nbsp;is celebrated, Amoo Norooz brings children gifts, much like his Western counterpart Santa Claus. Along with Amoo Norooz and Haji Firooz, the Persian New Year mythical characters include Naneh Sarma, sometimes called Lady of the Cold Spells, or Grandma Frost.<br />Haji Firooz is the announcer of Norooz's arrival while Amoo Norooz is more of a respected&mdash;almost always older&mdash;character who gives the gifts of Norooz. Haji Firooz is young, playful and clownish, dancing, chanting, and playing his tambourine to bring good cheer. Amoo Norooz, on the other hand, is more of a wise historical presence who passes the old story of Norooz to the young, thus giving the occasion the respect it deserves. Also, Haji Firooz demands Aidee while Amoo Norooz is the giver.<br />The first time the character of Amoo Norooz was animated outside of Iran was in 2005, in the cartoon Babak and Friends - A First Norooz.</p>
<p>&nbsp;</p>]]></description>
   <pubDate>Tue, 19 Mar 2013 23:06:00 -0700</pubDate>
   <guid>https://en.ava360.com/articles/read-amoo-norooz_12.html</guid>
  </item>
  <item>
   <title>Nowrūz</title>
   <link>https://en.ava360.com/articles/read-nowruz_11.html</link>
   <description><![CDATA[<p><img style="float: right;" src="/uploads/articles/7881b665.jpg" alt="" width="312" height="223" border="0" hspace="" vspace="" /></p>
<p>Nowrūz (Persian: نوروز&lrm;, IPA: [nouˈɾuːz], meaning "[The] New Day") is the name of the Iranian/Persian New Year in Iranian calendars and the corresponding traditional celebrations. Nowruz is also widely referred to as the "Persian New Year".<br />Nowruz is celebrated and observed by People of Iran, Afghanistan, Tajikistan and the related cultural continent and has spread in many other parts of the world, including other parts of Central Asia, Caucasus, South Asia, Northwestern China, the Crimea and some groups in the Balkans.</p>
<p><span style="line-height: 1.5em;">Nowruz marks the first day of spring and the beginning of the year in the Persian calendar. It is celebrated on the day of the astronomical Northward equinox, which usually occurs on March 21 or the previous/following day depending on where it is observed. As well as being a Zoroastrian holiday and having significance amongst the Zoroastrian ancestors of modern Iranians and Afghans. it is also celebrated in parts of the South Asian sub-continent as the new year. The moment the Sun crosses the celestial equator and equalizes night and day is calculated exactly every year and Iranian families gather together to observe the rituals.</span></p>
<p>Originally being a Zoroastrian festival, and the holiest of them all, Nowruz is believed to have been invented by Zoroaster himself, although there is no clear date of origin. Since the Achaemenid era the official year has begun with the New Day when the Sun leaves the zodiac of Pisces and enters the zodiacal sign of Aries, signifying the Spring Equinox. Nowruz is also a holy day for Sufis, Ismailis, Alawites,Alevis, Babis and adherents of the Bah&aacute;'&iacute; Faith.<br />The term Nowruz in writing first appeared in Persian records in the 2nd century AD, but it was also an important day during the time of the Achaemenids c. 548&ndash;330 BC), where kings from different nations under the Persian empire used to bring gifts to the Emperor, also called King of Kings (Shahanshah), of Persia on Nowruz. The significance of Nowruz in the Achaemenid empire was such that the great Persian king Cambyses II's appointment as the king of Babylon was legitimized only after his participation in the New Year festival (Nowruz).</p>
<p>The UN's General Assembly in 2010 recognized the International Day of Nowruz, describing it a spring festival of Persian origin which has been celebrated for over 3,000 years.[25][26] During the meeting of The Inter-governmental Committee for the Safeguarding of the Intangible Heritage of the United Nations, held between 28 September &ndash; 2 October 2009 in Abu Dhabi, Nowrūz was officially registered on the UNESCO&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<hr />
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>The term Nowruz is a Persian compound-word and consists of:</strong><br />now (Old Persian nava) means "new" and has the following cognates, in English new, in Latin novus, German neu, Sanskrit nava, etc. The Persian pronunciation differs in the many dialects of the language: while the eastern dialects have preserved the original diphthong (IPA: [n&aelig;uˈɾoːz]), the western dialects usually pronounce it with a different diphthong (IPA: [nouˈɾuːz]), and some colloquial variants (such as the Tehrani accent) pronounce it with a monophtong (IPA: [noːˈɾuːz]).<br />rōz (also with various pronuciations, such as rūz,rose.rooz rozh, or roj) means "day" in Middle- and Modern Persian. The original meaning of the word, however, was "light". The term is derived from Avestan *rowch-, itself derived from Proto-Indo-European *leuk- (l r and k ch sound changes are common in Indo-European languages), and is related to Sanskrit ruci, Latin lux, Armenian luys and, in fact, English light.<br /><span style="line-height: 1.5em;">The first day on the Iranian calendar falls on the March equinox, the first day of spring, around 21 March. At the time of the equinox, the sun is observed to be directly over the equator, and the north and south poles of the Earth lie along the solar terminator; sunlight is evenly divided between the north and south hemispheres.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>In c. the 11th century CE major reforms of Iranian calendars took place and whose principal purpose was to fix the beginning of the calendar year, i.e. Nowrūz, at the vernal equinox. Accordingly, the definition of Nowruz given by the Iranian scientist Ṭūsī was the following: "the first day of the official new year [Nowruz] was always the day on which the sun entered Aries before noon".</p>
<p><span style="line-height: 1.5em;">Bas-relief in Persepolis. A Zoroastrian symbol of Nowruz &ndash; on the vernal equinox the powers of the eternally fighting bull (personifying the Earth) and lion (personifying the Sun) are equal.</span></p>
<p><br /><strong>Ateshgah of Baku, Azerbaijan</strong><br />The celebration has its roots in Ancient Iran. Due to its antiquity, there exist various foundation myths for Nowruz in Iranian mythology. In the Zoroastrian tradition, the seven most important Zoroastrian festivals are the six Gahambars and Nowruz, which occurs at the spring equinox. According to Mary Boyce,<br />&ldquo; It seems a reasonable surmise that Nowruz, the holiest of them all, with deep doctrinal significance, was founded by Zoroaster himself. &rdquo;<br />Between sunset of the day of the 6th Gahanbar and sunrise of Nowruz was celebrated Hamaspathmaedaya (later known, in its extended form, as Frawardinegan). This and the Gahanbar are the only festivals named in the surviving text of the Avesta.<br />The Shahnameh, dates Nowruz as far back to the reign of Jamshid, who in Zoroastrian texts saved mankind from a killer winter that was destined to kill every living creature. The mythical Persian King Jamshid (Yima or Yama of the Indo-Iranian lore) perhaps symbolizes the transition of the Indo-Iranians from animal hunting to animal husbandry and a more settled life in human history. In the Shahnameh and Iranian mythology, he is credited with the foundation of Nowruz. In the Shahnama, Jamshid constructed a throne studded with gems. He had demons raise him above the earth into the heavens; there he sat on his throne like the sun shining in the sky. The world's creatures gathered in wonder about him and scattered jewels around him, and called this day the New Day or No/Now-Ruz. This was the first day of the month of Farvardin (the first month of the Persian calendar).<br />The Persian scholar Abu Rayhan Biruni of the 10th century AD, in his Persian work "Kitab al-Tafhim li Awa'il Sina'at al-Tanjim" provides a description of the calendar of various nations. Besides the Persian calendar, various festivals of Arabs, Jews, Sabians, Greeks and other nations are mentioned in this book. In the section on the Persian calendar (Persian: تقویم پارسیان&lrm;), he mentions Nowruz, Sadeh, Tiregan, Mehregan, the six Gahanbar, Parvardegaan, Bahmanja, Isfandarmazh and several other festivals. According to him: It is the belief of the Persians that Nowruz marks the first day when the universe started its motion. The Persian historian Abu Saʿīd Gardēzī[36] in his work titled Zayn al-Akhbār under the section of the Zoroastrians festivals mentions Nowruz (among other festivals) and specifically points out that Zoroaster highly emphasized the celebration of Nowruz and Mehregan.<a href="/uploads/articles/7c951149.jpg" rel="prettyPhoto[phpmelody]"><img style="float: right;" src="/uploads/articles/7c951149.jpg" alt="" width="417" height="313" border="0" hspace="" vspace="" /></a><br /><br /></p>
<p>Persepolis all nations stair case. Notice the people from across the Achaemenid Persian Empire bringing gifts. Some scholars have associated the occasion to be either Mehregan or Nowruz.<br />Although it is not clear whether proto-Indo-Iranians celebrated a feast as the first day of the calendar, there are indications that both Iranians and Indians assumed the first day of autumn as the beginning of new year season. There are reasons that Iranians may have observed the beginning both autumn and spring, related to the harvest and the sowing of seeds, respectively, for the year.<br />Boyce and Grenet explain the traditions for seasonal festivals and comment:"It is possible that the splendor of the Babylonian festivities at this season led the Persians to develop their own spring festival into an established new year feast, with the name Navasarda 'New Year' (a name which, though first attested through Middle Persian derivatives, is attributed to the Achaemenian period). Since the communal observations of the ancient Iranians appear in general to have been a seasonal ones, and related to agriculture, it is probable, that they traditionally held festivals in both autumn and spring, to mark the major turning points of the natural year".<br />We have reasons to believe that the celebration is much older than that date and was surely celebrated by the people and royalty during the Achaemenid times (555&ndash;330 BC). It was, therefore, a highly auspicious occasion for the ancient Iranian peoples. It has been suggested that the famous Persepolis complex, or at least the palace of Apadana and the Hundred Columns Hall, were built for the specific purpose of celebrating Nowruz. Although, there may be no mention of Nowruz in recorded Achaemenid inscriptions (see picture)[40] There is a detailed account by Xenophon of Nowruz celebration taking place in Persepolis and the continuity of this festival in the Achaemenid tradition.<br />in 539 BC the Jews came under Persian rule thus exposing both groups to each others customs. According to Encyclop&aelig;dia Britannica, the story of Purim as told in the Book of Esther is adapted from a Persian novella about the shrewdness of harem queens suggesting that Purim may be a transformation of the Persian New Year. A specific novella is not identified and Encyclop&aelig;dia Britannica itself notes that &ldquo;no Jewish texts of this genre from the Persian period are extant, so these new elements can be recognized only inferentially&rdquo;. The Encyclopaedia of Religion and Ethics notes that the Purim holiday is based on a lunar calendar while Nowruz occurs at the spring equinox (solar calendar). The two holidays are therefore celebrated on different dates but within a few weeks of each other, depending on the year. Both holidays are joyous celebrations. Given their temporal associations, it is possible that the Jews and Persians of the time may have shared or adopted similar customs for these holidays. The story of Purim as told in the Book of Esther has been dated anywhere from 625&ndash;465 BC, while Nowruz is thought to have first been celebrated between 555&ndash;330 BC. It remains unclear which holiday was established first.<br />Nowruz was the holiday of Arsacid/Parthian dynastic Empires who ruled Iran (248 BC-224 AD). There are specific references to the celebration of Nowruz during the reign of Vologases I (51&ndash;78 AD), but these include no details. Before Sassanids established their power in West Asia around 300 AD, Parthians celebrated Nowruz in Autumn and 1st of Farvardin began at the Autumn Equinox. During Parthian dynasty the Spring Festival was Mehragan, a Zoroastrian and Iranian festival celebrated in honor of Mithra.<br />Extensive records on the celebration of Nowruz appear following the accession of Ardashir I of Persia, the founder of the Sassanid dynasty (224&ndash;651 AD). Under the Sassanid Emperors, Nowruz was celebrated as the most important day of the year. Most royal traditions of Nowruz such as royal audiences with the public, cash gifts, and the pardoning of prisoners, were established during the Sassanian era and persisted unchanged until modern times.<br />Nowruz, along with Sadeh (celebrated in mid-winter), survived in society following the introduction of Islam in 650 AD. Other celebrations such Gahanbar and Mehragan were eventually side-lined or were only followed by the Zoroastrians, who carried them. There are records of the Four Great Caliphs presiding over Nowruz celebrations, and it was adopted as the main royal holiday during the Abbasid period.<br />In the book Nowruznama ("Book of the New Year", which is attributed to Omar Khayyam, a well known Persian poet and Mathematician, a vivid description of the celebration in the courts of the Kings of Persia is provided:<br />&ldquo; From the era of Kai Khusraw till the days of Yazdegard, last of the pre-Islamic kings of Persia, the royal custom was thus: on the first day of the New Year, Now Ruz, the King's first visitor was the High Mobad of the Zoroastrians, who brought with him as gifts a golden goblet full of wine, a ring, some gold coins, a fistful of green sprigs of wheat, a sword, and a bow. In the language of Persia he would then glorify God and praise the monarch. This was the address of the High Mobad to the king : "O Majesty, on this feast of the Equinox, first day of the first month of the year, seeing that thou hast freely chosen God and the Faith of the Ancient ones; may Surush, the Angel-messenger, grant thee wisdom and insight and sagacity in thy affairs. Live long in praise, be happy and fortunate upon thy golden throne, drink immortality from the Cup of Jamshid; and keep in solemn trust the customs of our ancestors, their noble aspirations, fair gestures and the exercise of justice and righteousness. May thy soul flourish; may thy youth be as the new-grown grain; may thy horse be puissant, victorious; thy sword bright and deadly against foes; thy hawk swift against its prey; thy every act straight as the arrow's shaft. Go forth from thy rich throne, conquer new lands. Honor the craftsman and the sage in equal degree; disdain the acquisition of wealth. May thy house prosper and thy life be long!" &rdquo;<br />Following the demise of the Caliphate and the subsequent re-emergence of Persian dynasties such as the Samanids and Buyids, Nowruz was elevated to an even more important event. The Buyids revived the ancient traditions of Sassanian times and restored many smaller celebrations that had been eliminated by the Caliphate. According to the Syrian historian Yaqut al-Hamawi, the Iranian Buyid ruler ʿAżod-od-Dawla (r. 949-83) customarily welcomed Nowruz in a majestic hall, wherein servants had placed gold and silver plates and vases full of fruit and colorful flowers. The King would sit on the royal throne (masnad), and the court astronomer came forward, kissed the ground, and congratulated him on the arrival of the New Year. The king would then summon musicians and singers, and invited his boon companions. They would gather in their assigned places and enjoy a great festive occasion.<br />Even the Turkic and Mongol invaders did not attempt to abolish Nowruz in favor of any other celebration. Thus, Nowruz remained as the main celebration in the Persian lands by both the officials and the people.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>]]></description>
   <pubDate>Tue, 19 Mar 2013 22:58:17 -0700</pubDate>
   <guid>https://en.ava360.com/articles/read-nowruz_11.html</guid>
  </item>
  <item>
   <title>فلسفه نوروز از دیدگاه دکتر علی شریعتی</title>
   <link>https://en.ava360.com/articles/read-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%db%8c%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%b4%d8%b1%db%8c%d8%b9%d8%aa%db%8c_10.html</link>
   <description><![CDATA[<p><img style="line-height: 1.5em; float: left;" src="/uploads/articles/4db81065.jpg" alt="" width="189" height="267" border="0" hspace="" vspace="" /></p>
<p style="text-align: right;">از : زنده یاد دکتر علی شریعتی<br />سخن تازه از نوروز گفتن دشوار است. نوروز یک جشن ملی است،&zwnj;جشن ملی را همه می&zwnj;شناسند که چیست، نوروز هر ساله برپا می&zwnj;شود و هر ساله از آن سخن می&zwnj;رود. بسیار گفته&zwnj;اند و بسیار شنیده&zwnj;اید؛ پس به تکرار نیازی نیست؟ چرا، هست. مگر نوروز را خود مکرر نمی&zwnj;کنید؟ پس سخن از نوروز را نیز مکرر بشنوید. در علم و ادب تکرار ملال&zwnj;آور است و بیهوده؛ &ldquo;عقل&rdquo; تکرار را نمی&zwnj;پسندد؛ اما &ldquo;احساس&rdquo; تکرار را دوست دارد، طبیعت تکرار را دوست دارد، جامعه به تکرار نیازمند است، طبیعت را از تکرار ساخته&zwnj;اند؛ جامعه با تکرار نیرومند می&zwnj;شود، احساس با تکرار جان می&zwnj;گیرد و نوروز داستان زیبایی است که در آن، طبیعت، احساس و جامعه هر سه دست&zwnj;اندرکارند.<br />نوروز که قرن&zwnj;های دراز است بر همة جشن&zwnj;های جهان فخر می&zwnj;فروشد، از آن رو &ldquo;هست&rdquo; که یک قرارداد مصنوعی اجتماعی و یا یک جشن تحمیلی سیاسی نیست، جشن جهان است و روز شادمانی زمین، آسمان و آفتاب، و جوشِ شکفتن&zwnj;ها و شور زادن&zwnj;ها و سرشار از هیجانِ هر &ldquo;آغاز&rdquo;.<br />جشن&zwnj;های دیگران، غالباً انسان&zwnj;ها را از کارگاه&zwnj;ها، مزرعه&zwnj;ها، دشت و صحرا، کوچه و بازار، باغ&zwnj;ها و کشتزارها، در میان اطاق&zwnj;ها و زیر سقف&zwnj;ها و پشت درهای بسته جمع می&zwnj;کند: کافه&zwnj;ها، کاباره&zwnj;ها، زیرزمینی&zwnj;ها، سالن&zwnj;ها، خانه&zwnj;ها &hellip; در فضایی گرم از نفت، روشن از چراغ، لرزان از دود، زیبا از رنگ و آراسته از گل&zwnj;های کاغذی، مقوایی، مومی، بوی کندر و عطر و &hellip; اما نوروز دست مردم را می&zwnj;گیرد و از زیر سقف&zwnj;ها، درهای بسته، فضاهای خفه، لای دیوارهای بلند و نزدیک شهرها و خانه&zwnj;ها،&zwnj; به دامن آزاد و بیکرانة طبیعت می&zwnj;کشاند: گرم از بهار، روشن از آفتاب، لرزان از هیجانِ آفرینش و آفریدن، زیبا از هنرمندی باد و باران، آراسته با شکوفه، جوانه، سبزه و معطر از:<br />&ldquo;بوی باران، بوی پونه، بوی خاک،<br />شاخه&zwnj;های شسته، باران خورده، پاک&rdquo; &hellip;<br />نوروز تجدید خاطرة بزرگی است: خاطرة خویشاوندی انسان با طبیعت. هر سال، این فرزند فراموشکار که،&zwnj; سرگرم کارهای مصنوعی و ساخته&zwnj;های پیچیدة خود، مادر خویش را از یاد می&zwnj;برد، با یادآوری&zwnj;های وسوسه&zwnj;آمیز نوروز، به دامن وی باز می&zwnj;گردد و با او، این بازگشت و تجدید دیدار را جشن می&zwnj;گیر: فرزند، در دامن مادر، خود را بازمی&zwnj;یابد و مادر،&zwnj; در کنار فرزند، چهره&zwnj;اش از شادی می&zwnj;شکفد، اشک شوق می&zwnj;بارد، فریادهای شادی می&zwnj;کشد؛ جوان می&zwnj;شود، حیات دوباره می&zwnj;گیرد. با دیدار&nbsp;<span style="line-height: 1.5em;">یوسفش بینا و</span></p>
<hr />
<p style="text-align: right;"><span style="line-height: 1.5em;">بیدار می&zwnj;شود.</span></p>
<p style="text-align: right;">تمدن مصنوعی ما هر چه پیچیده&zwnj;تر و سنگین&zwnj;تر می&zwnj;گردد، نیاز به بازگشت و بازشناخت طبیعت را در انسان حیاتی&zwnj;تر می&zwnj;کند و بدینگونه است که نوروز، برخلاف سنت&zwnj;ها که پیر می&zwnj;شوند و فرسوده و گاه بیهوده، رو به توانایی می&zwnj;رود و در هر حال، آینده&zwnj;ای جوان&zwnj;تر و درخشان&zwnj;تر دارد، چه، نوروز راه سومی است که جنگ دیرینه&zwnj;ای را که از روزگار لائوتزو و کنفسیوس تا زمان روسو و ولتر درگیر است به آشتی می&zwnj;کشاند.<br />نوروز تنها فرصتی برای آسایش، تفریح و خوشگذرانی نیست، نیاز ضروری جامعه، خوراک حیاتی یک ملت نیز هست. دنیایی که بر تغییر و تحول، گسیختن و زایل شدن، درهم ریختن و از دست رفتن بنا شده است، جایی که در آن، آنچه ثابت است و همواره لایتغیر و همیشه پایدار،&zwnj; تنها تغییر است و ناپایداری؛ چه چیز می&zwnj;تواند ملتی را، جامعه&zwnj;ای را، در برابر عرابة بی&zwnj;رحم زمان &ndash; که بر همه چیز می&zwnj;گذرد و له می&zwnj;کند و می&zwnj;رود، هر پایه&zwnj;ای را می&zwnj;شکند و شیرازه&zwnj;ای را میگسلد- از زوال مصون دارد؟<br />هیچ ملتی با یک نسل و دو نسل شکل نمی&zwnj;گیرد؛ ملت، مجموعة پیوستة نسل&zwnj;های متوالی بسیار است، اما زمان، این تیغ بی&zwnj;رحم، پیوند نسل&zwnj;ها را قطع می&zwnj;کند؛ میان ما و گذشتگانمان- آنها که روح جامعة&zwnj; ما و ملت ما را ساخته&zwnj;اند- درة هولناک تاریخ حفر شده است؛ قرن&zwnj;های تهی ما را از آنان جدا ساخته&zwnj;اند؛ تنها سنت&zwnj;ها هستند که پنهان از چشم جلاد زمان، ما را از این درة هولناک گذر می&zwnj;دهند و با گذشتگانمان و با گذشته&zwnj;هایمان آشنا می&zwnj;سازند. در چهرة مقدس این سنت&zwnj;ها است که ما حضور آنان را در زمان خویش، کنار خویش و در &ldquo;خودِ خویش&rdquo;، احساس می&zwnj;کنیم؛ حضور خود را در میان آنان می&zwnj;بینیم و جشن نوروز یکی از استوارترین و زیباترین سنت&zwnj;ها است.<br />در آن هنگام که مراسم نوروز را به پا می&zwnj;داریم، گویی خود را در همة&zwnj; نوروزهایی که هر ساله در این سرزمین برپا می&zwnj;کرده&zwnj;اند، حاضر می&zwnj;یابیم و در این حال، صحنه&zwnj;های تاریک و روشن و صفحات سیاه و سفید تاریخ ملت کهن ما در برابر دیدگانمان ورق می&zwnj;خورد، رژه می&zwnj;رود. ایمان به اینکه نوروز را ملت ما هر ساله در این سرزمین بر پا می&zwnj;داشته است، این اندیشه&zwnj;های پرهیجان را در مغزمان بیدار می&zwnj;کند که: آری، هر ساله! حتی همان سالی که اسکندر چهرة این خاک را به خون ملت ما رنگین کرده بود، در کنار شعله&zwnj;های مهیبی که از تخت جمشید زبانه می&zwnj;کشید، همانجا، همان وقت، مردم مصیبت&zwnj;زدة ما نوروز را جدی&zwnj;تر و با ایمان بیشتری برپا می&zwnj;کردند؛ آری، هر ساله! حتی همان سال که سربازان قتیبه بر کنارة جیحون سرخ رنگ،&zwnj; خیمه برافراشته بودند و مهلب خراسان را پیاپی قتل عام می&zwnj;کرد، در آرامش غمگین شهرهای مجروح و در کنار آتشکده&zwnj;های سرد و خاموش، نوروز را گرم و پرشور جشن می&zwnj;گرفتند.<br />تاریخ از مردی در سیستان خبر می&zwnj;دهد که در آن هنگام که عرب سراسر این سرزمین را در زیر شمشیر خلیفة جاهلی آرام کرده بود، از قتل عام شهرها و ویرانی خانه&zwnj;ها و آوارگی سپاهیان می&zwnj;گفت و مردم را می&zwnj;گریاند و سپس، چنگ خویش را برمی&zwnj;گرفت و می&zwnj;گفت: &ldquo;اباتیمار، اندکی شادی باید&rdquo;! نوروز در این سال&zwnj;ها و در همة سال&zwnj;های همانندش، شادی&zwnj;یی اینچنین بوده است، عیاشی و &ldquo;بی&zwnj;خودی&rdquo; نبوده است،&zwnj; اعلام ماندن و ادامه داشتن و بودن این ملت بوده و نشانة پیوند با گذشته&zwnj;ای که زمان و حوادث ویران&zwnj;کنندة زمان همواره در گسستن آن می&zwnj;کوشیده&zwnj; است.<br />نوروز همه وقت عزیز بوده است؛ در چشم مغان، در چشم موبدان، در چشم مسلمانان و در چشم شیعیان مسلمان، همه نوروز را عزیز شمرده&zwnj;اند و با زبان خویش، از آن سخن گفته&zwnj;اند. حتی فیلسوفان و دانشمندان که گفته&zwnj;اند: &ldquo;نوروز روز نخستین آفرینش است که اورمزد دست به خلقت جهان زد و شش روز در این کار بود و ششمین روز، خلقت جهان پایان گرفت و از این رو است که نخستین روز فروردین را هورمزد نام داده&zwnj;اند و ششمین روز را مقدس شمرده&zwnj;اند&rdquo;.<br />چه افسانة زیبایی؛ زیباتر از واقعیت! راستی مگر هر کس احساس نمی&zwnj;کند که نخستین روز بهار، گویی نخستین روز آفرینش است. اگر روزی خدا جهان را آغاز کرده است، مسلماً آن روز، این نوروز بوده است. مسلما بهار نخستین فصل و فروردین نخستین ماه و نوروز نخستین روز آفرینش است. هرگز خدا جهان را و طبیعت را با پاییز یا زمستان یا تابستان آغاز نکرده است. مسلما اولین روز بهار، سبزه&zwnj;ها روییدن آغاز کرده&zwnj;اند و رودها رفتن و شکوفه&zwnj;ها سرزدن و جوانه&zwnj;ها شکفتن، یعنی نوروز.<br />بی&zwnj;شک، روح در این فصل زاده است و عشق در این روز سر زده است و نخستین بار، آفتاب در نخستین روز نوروز طلوع کرده است و زمان با وی آغاز شده است.<br />اسلام که همة رنگ&zwnj;های قومیت را زدود و سنت&zwnj;ها را دگرگون کرد، نوروز را جلای بیشتری داد، شیرازه بست و آن را، با پشتوانه&zwnj;ای استوار، از خطر زوال در دوران مسلمانی ایرانیان، مصون داشت. انتخاب علی به خلافت و نیز انتخاب علی به وصایت، در غدیر خم، هر دو در این هنگام بوده است و چه تصادف شگفتی! آن همه خلوص و ایمان و عشقی که ایرانیان در اسلام به علی و حکومت علی داشتند پشتوانة نوروز شد. نوروز که با جان ملیت زنده بود، روح مذهب نیز گرفت؛ سنت ملی و نژادی، با ایمان مذهبی و عشق نیرومند تازه&zwnj;ای که در دلهای مردم این سرزمین برپا شده بود پیوند خورد و محکم گشت، مقدس شد و، در دوران صفویه، رسما یک شعار شیعی گردید،&zwnj; مملو از اخلاص و ایمان و همراه با دعاها و اوراد ویژة خویش. آنچنان&nbsp;<span style="line-height: 1.5em;">که یکسال نوروز و عاشورا در یک روز افتاد و پادشاه صفوی، آن روز را عاشورا گرفت و روز بعد را نوروز!</span></p>
<p style="text-align: right;">نوروز- این پیری که غبار قرن&zwnj;های بسیار بر چهره&zwnj;اش نشسته است- در طول تاریخ کهن خویش، روزگاری در کنار مغان، اوراد مهرپرستان را خطاب به خویش می&zwnj;شنیده است؛ پس از آن، در کنار آتشکده&zwnj;های زردشتی، سرود مقدس موبدان و زمزمة اوستا و سروش اهورامزدا را به گوشش می&zwnj;خوانده&zwnj;اند؛ از آن پس، با آیات قرآن و زبان الله از او تجلیل می&zwnj;کرده&zwnj;اند و اکنون، علاوه بر آن، با نماز و دعای تشیع و عشق به حقیقت علی و حکومت علی، او را جان می&zwnj;بخشند و در همة این چهره&zwnj;های گوناگونش، این پیر روزگارآلود، که در همة قرن&zwnj;ها و با همة نسل&zwnj;ها و همة اجداد ما- از اکنون تا روزگار افسانه&zwnj;ای جمشید باستانی- زیسته است و با همه&zwnj;مان بوده است، رسالت بزرگ خویش را، همه وقت، با قدرت و عشق و وفاداری و صمیمیت انجام داده است و آن، زدودن رنگ پژمردگی و اندوه از سیمای این ملت نومید و مجروح است و درآمیختن روح مردم این سرزمین بلاخیز با روح شاد و جانبخش طبیعت و، عظیم&zwnj;تر از همه، پیوند دادن نسل&zwnj;های متوالی این قوم- که بر سر چهار راه حوادث تاریخ نشسته و همواره تیغ جلادان و غارتگران و سازندگان کله منار&zwnj;ها بند بندش را از هم می&zwnj;گسسته است و نیز پیمان&zwnj;یگانگی بستن میان همة دل&zwnj;های خویشاوندی که دیوار عبوس و بیگانة دوران&zwnj;ها در میانه&zwnj;شان حائل می&zwnj;گشته و درة عمیق فراموشی میانشان جدایی می&zwnj;افکنده است.<br />و ما، در این لحظه، در این نخستین لحظات آغاز آفرینش، نخستین روز خلقت، روز اورمزد، آتش اهورایی نوروز را باز برمی&zwnj;افروزیم و در عمق وجدان خویش، به پایمردی خیال، از صحراهای سیاه و مرگ&zwnj;زدة قرون تهی می&zwnj;گذریم و در همة نوروزهایی که در زیر آسمان پاک و آفتاب روشن سرزمین ما برپا می&zwnj;شده است، با همة زنان و مردانی که خون آنان در رگ&zwnj;هایمان می&zwnj;دود و روح آنان در دلهایمان می&zwnj;زند شرکت می&zwnj;کنیم و بدینگونه، &ldquo;بودن خویش&rdquo; را، به عنوان یک ملت، در تندباد ریشه برانداز زمان&zwnj;ها و آشوبِ گسیختن&zwnj;ها و دگرگون شدن&zwnj;ها خلود می&zwnj;بخشیم و، در هجوم این قرن دشمنکامی که ما را با خود بیگانه ساخته و، &ldquo;خالی از خویش&rdquo;، بردة رام و طعمة زدوده از &ldquo;شخصیت&rdquo; این غرب غارتگر کرده است، در این میعادگاهی که همة نسل&zwnj;های تاریخ و اساطیر ملت ما حضور دارند، با آنان پیمان وفا می&zwnj;بندیم و &ldquo;امانت عشق&rdquo; را از آنان به ودیعه می&zwnj;گیریم که &ldquo;هرگز نمیریم&rdquo; و &ldquo;دوام راستین&rdquo; خویش را به نام ملتی که در این صحرای عظیم بشری، ریشه در عمق فرهنگی سرشار از غنی و قداست و جلال دارد و بر پایة &ldquo;اصالت&rdquo; خویش، در رهگذر تاریخ ایستاده است، &ldquo;بر صحیفة عالم ثبت&rdquo; کنیم.</p>
<p style="text-align: right;">&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>]]></description>
   <pubDate>Tue, 19 Mar 2013 22:47:20 -0700</pubDate>
   <guid>https://en.ava360.com/articles/read-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%db%8c%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%b4%d8%b1%db%8c%d8%b9%d8%aa%db%8c_10.html</guid>
  </item>
  <item>
   <title>جشن زرتشتی فروردگان</title>
   <link>https://en.ava360.com/articles/read-%d8%ac%d8%b4%d9%86-%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%d8%b1%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86_9.html</link>
   <description><![CDATA[<p style="text-align: right;"><strong>نوروز در ایران باستان</strong><br />مردم بابل از دوران&zwnj;های بسیار قدیم، روز اول سال را، عموماً در اعتدال بهاری (۲۱ مارس) جشن می&zwnj;گرفتند. این زمان اول بهار و آغاز فصل نو است، زمانی که طبیعت از خواب زمستانی بیدار می&zwnj;شود، در حقیقت آغاز سال نو بود. از لوحه&zwnj;ها چنین بر&nbsp;</p>
<p><img style="float: left;" src="/uploads/articles/288abd05.jpg" alt="" width="316" height="234" border="0" hspace="" vspace="" /></p>
<p style="text-align: right;">می&zwnj;آید که این جشن تقریباً از ۲۳۴۰ سال، پیش از میلاد، شناخته شده بود<br /><strong>قدمت نوروز در ایران</strong><br />آرتور کریستن سن، ایرانشناس نام&zwnj;دار دانمارکی نوشته&zwnj;است، سال ایرانیان باستان، به صورتی که آن را در سنگ&zwnj;نوشته&zwnj;های داریوش بزرگ در بیستون می&zwnj;یابیم، در پاییز آغاز می&zwnj;شد و جشن بسیار معروف مهرگان (بگیاد)، در اصل جشن اول سال ایرانیان بوده&zwnj;است. از جشن نوروز در اوستا و ادبیات اوستایی هیچ نام برده نشده&zwnj;، چنانکه از مهرگان نیز اشارتی نیست. در اواخر فرمانروایی داریوش بزرگ، ایرانیان که تحت تأثیر تمدن آسیای صغیر و سرزمین&zwnj;های مدیترانه ای قرار گرفته بودند، تقویم مصری را پذیرفتند که بر طبق آن سال به دوازده ماه سی روزه، به اضافهٔ پنج روز اضافی (پنجه دزدیده یا خمسهٔ مسترقه) تقسیم شده بود و در اعتدال بهاری آغاز می&zwnj;شد. این سال، یعنی سال اوستایی جدید، سال دینی زرتشتی گشت و تا امروز در نزد پارسیان حفظ گردیده&zwnj;است. روز اول سال در اعتدال بهاری، اول فروردین، عید نوروز است.<br /><br />استاد مهرداد بهار با نظریهٔ وامگیری عید نوروز ایرانیان، از بین النهرین موافق نیست و عقیده دارد، از سه هزار سال پیش از میلاد، در آسیای غربی دو عید، رواج داشته&zwnj;است، عید آفرینش در اوایل پاییز و عید رستاخیزی که در آغاز بهار، برگزار می&zwnj;شده&zwnj;است. بعدها دو عید پاییزی و بهاری به یک عید تبدیل گردیده و سر بهار جشن گرفته می&zwnj;شده&zwnj;است. به اعتقاد مهرداد بهار، احتمالاً نوروز در ایران قبل از هخامنشیان وجود داشته، در اوستا مطرح نمی&zwnj;شود، چون یک عید ملی محسوب می&zwnj;شده و اوستا یک کتاب دینی است و</p>
<hr />
<p style="text-align: right;">جشن&zwnj;های خاص خودش را دارد. بعد از گذشت زمان، سرانجام دین زرتشتی، هم جشن مهرگان را که در آغاز یک عید بومی بوده و هم نوروز را می&zwnj;پذیرد.<br />.<br /><strong>جشن زرتشتی فروردگان</strong><br />جشن فروردگان یا جشن همسپثمیدیه در دوران باستان به عنوان عید اصلی جشن گرفته می&zwnj;شد. این جشن فروهر&zwnj;ها بود و ظاهراً در آن هنگام ده روز و ده شب برگزار می شد. فروهرها همان ارواح مردگانند. نام فروردین که آغاز بهار است، برگرفته از نام فروهر هاست. در فروردین یشت آمده است که در مدت جشن فروردگان فروهرهای مؤمنان از اقامتگاه&zwnj;های خود می&zwnj;آیند و مدت ده شب در کنار مردم می&zwnj;مانند، این جشن مربوط به بازگشت مردگان بود. زمان این جشن به حساب گاه شمارهای امروزی، پنج روز آخر اسفند و پنج روز اول فروردین، بحساب می&zwnj;آمد. از زمانی که آغاز سال در اعتدال بهاری تعیین گردید، نوروز ششمین روز این جشن گشت که به فروردگان افزوده شد. بدین ترتیب اندیشهٔ شکوه و پر اهمیت بودن ششمین روز جشن سال نو، در ذهن ایرانیان، از قبل وجود داشته و در زمان ساسانی هم حفظ گردید.<br />.<br /><strong>نوروز کوچک</strong><br />روز نخست فروردین ماه نوروز عامه یا نوروز کوچک یا نوروز صغیر خوانده می&zwnj;شد. پنج روز اول فروردین جشن نوروز گونه&zwnj;ای همگانی داشته و عموم مردمان به اجرای مراسم و سرور و شادمانی می گذرانیده&zwnj;اند، از اینرو آنرا نوروز عامه نامیده&zwnj;اند.<br />.<br /><strong>نوروز بزرگ در ششمین روز فروردین</strong><br />در گاه&zwnj;شماری زرتشتی ایران باستان، روز ششم هر ماه شمسی و ماه سوم هر سال خورشیدی، بنام خرداد می باشد. نوروز بزرگ یا خردادروز نام ششمین روز فروردین ماه در ایران باستان بوده&zwnj;است. خردادامشاسپند موکل بر آب است و این روز بدو منسوب می&zwnj;باشد. این روز در میان جشن&zwnj;ها و اعیاد فراوان ایران باستان به ویژه دوران ساسانیان از اهمیت و ارزش و تقدس خاصی بهره داشته&zwnj;است. بسیاری از حوادث مهم به موجب آن در چنین روزی واقع شده از جمله زرتشتیان بدان باور دارند که تولد زرتشت نیز در چنین روزی است بعدها وقتی ایرانیان اسلام و تقویم عرب را پذیرفتند، جشن زرتشتی فروردگان و نوروز بزرگ، در ششمین روز ماه فروردین، از بین رفت.<br />.<br /><strong>مراسم ایرانیان باستان در نوروز</strong><br />آداب و رسوم نوروزی همه سرچشمه&zwnj;ای کهن دارند و از نظر گاه دانش مردم&zwnj;شناسی بسیار جالب توجه برای مطالعه هستند. ایرانیان عقیده داشتند که سرنوشت انسان و جهان در سالی که در پیش است، در نوروز تعیین می&zwnj;شود. گفته می&zwnj;شد که در این روز زرتشت با خدا گفتگویی پنهانی داشت و در این روز نیکبختی&zwnj;ها برای مردمان زمین، تقسیم می&zwnj;گردد و از این روست که ایرانیان آن را روز امید نامند.<br />.<br /><strong>خوان نوروزی</strong><br />ایرانیان عقیده داشتند که در ایام نوروز ارواح درگذشتگان از جایگاه آسمانی خود به زمین و به خانه&zwnj;های خویش باز می گردند. بازماندگان برای پذیرایی از آنها سفره&zwnj;ای رنگین می&zwnj;گستراندند و انواع خوراک&zwnj;ها و نوشاک&zwnj;ها را در آن می&zwnj;نهادند تا ارواح درگذشتگان از پذیرایی و صفا و پاکیزگی بازماندگان، دل خوش شده و آنان را برکت عطا کنند. این رسم توجیه سفرهٔ نوروزی یا هفت سین شد. استاد پورداود هفت سین را همان خوانی که جهت درگذشتگان می&zwnj;گستردند، می&zwnj;داند.<br />.<br /><strong>کاشت حبوبات جهت تفال زدن</strong><br />یکی از آیین&zwnj;های که پیش از نوروز تدارک آن مرسوم بوده، پروردن سبزه می&zwnj;باشد. به موجب روایتی کهن، بیست و پنج روز پیش از عید، ستون&zwnj;هایی از خشت خام اطراف حیاط دربار برپا می&zwnj;کردند و بر فراز هر ستونی نوعی دانه از حبوبات می&zwnj;کاشتند و خوبی و بدی رویش غلات را در سالی که در پیش بود، از چگونگی روییدن آن پیش بینی می&zwnj;کردند. معمول بود به رشد این دانه&zwnj;ها نگریسته و هر یک از دانه&zwnj;هایی که بهتر بار آمده بود، تفال می&zwnj;زدند که آن محصول در سال بیشتر خواهد بود. در خانه&zwnj;ها نیز در ظروف ویژه سبزه به عمل می&zwnj;آوردند. هر کدام از مردمان در ظرفی یا چیزی مانند آن اقلامی از دانه&zwnj;ها از قبیل گندم، جو، برنج، لوبیا، عدس، ارزن، نخود، کنجد، باقلا، ذرت، و ماش می&zwnj;کاشتند.<br />.<br /><strong>جشن و مراسم آب پاشی</strong><br />از جمله مراسم بسیار مشهور و سنتی معتبری که در نوروز انجام می&zwnj;شد، رسوم آبریزگان یا شست و شو و غسل و آب پاشیدن به یکدیگر بوده است. در جشن آبریزگان و به کار بردن آب، برای تطهیر و برای اطمینان یافتن از باران کافی بوده است. ابوریحان بیرونی می&zwnj;گوید مردمان هنگام سپیده&zwnj;دم این روز، خود را می&zwnj;شستند و در آب کاریزها و آبگیرها، غوطه&zwnj;ور می&zwnj;شدند. در این روز مردمان به یکدیگر آب می&zwnj;پاشیدند، به همان دلیلی که خود را می&zwnj;شستند و سبب آن همان اغتسال است. برخی گفته&zwnj;اند که علت این است که در کشور ایران دیرگاهی باران نبارید، ناگهان به ایران سخت ببارید و مردم به این باران تبرک جستند و از این آب به یکدیگر پاشیدند و این کار همین طور در ایران مرسوم بماند.<br />به نظر می&zwnj;رسد جشن آبریزگان اصلی همان تیرگان باشد و در نوروز عبارت بوده&zwnj;است از غسل و شست و شو و آماده شدن از لحاظ سنن دینی جهت حلول سال نو.<br />.<br /><strong>هدایای نوروزی</strong><br />در نوروز و مهرگان رسم بود که نمایندگان و بزرگان و فرمانروایان ایالات و اشراف و عامهٔ مردم هر یک به توانایی و استطاعت، هدایایی را به دربار اهدا می&zwnj;کردند.<br />در نوروز مردم بیکدیگر شیرینی هدیه می&zwnj;دادند و این رسم در دوران ساسانی همگانی بوده&zwnj;است. در نوروز بزرگ، پیش از لب به سخن گشودن، شکر می&zwnj;خورند و بر خود روغن می&zwnj;مالند تا از انواع بلایا در طول سال، در امان باشند.<br />.<br /><strong>جشن سوری پایان سال</strong><br />یکی از جشن&zwnj;های آتش مرسوم جشن سوری پایان سال بود. این جشن در یکی از چند شب آخر سال که مسلماً چهارشنبه نبوده است برگزار می&zwnj;شده&zwnj;است. در جشن فروردگان مردم پیش از عید نوروز بر روی پشت بام&zwnj;ها، آتش برمی&zwnj;افروختند، اگر چنین می&zwnj;کردند تصور بر این بود که فروهر&zwnj;ها (ارواح مردگان) به طور گروهی بازگشته و مانند یک سپاه به بازماندگان کمک خواهند کرد. در نتیجه جنگ&zwnj;های خیلی مهم، را سعی می&zwnj;کردند که در بهار آغاز کنند چون فروهر&zwnj;ها، در بهار به یاری بازماندگان می&zwnj;آیند.<br />.<br /><strong>کوسه برنشین</strong><br />مراسم کوسه برنشین یا بهار جشن. ابوریحان بیرونی شرح این رسم را آورده است که در اولین روز بهار مرد کوسه را بر خر می&zwnj;نشاندند که به دستی کلاغ داشت و به دستی بادزن که خود را مرتب باد می&zwnj;زد اشعاری می&zwnj;خواند که حاکی از وداع با زمستان و سرما بود و از مردم چیزی به سکه و دینار می&zwnj;گرفت. آنچه از مردم می&zwnj;ستاند، از بامداد تا نیمروز به جهت خزانه و شاه بود و آنچه از نیمروز تا عصر اخذ می&zwnj;کرد، تعلق به خودش داشت. آنگاه اگر از عصر وی را می دیدند، مورد آزار و شتم قرار می&zwnj;دادند. این رسم در روزگار ساسانی و دورهٔ اسلامی، توسط غلامان سیاه اجرا می&zwnj;شده که ملبس به لباس&zwnj;های رنگارنگ شده و با آرایش ویژه و لهجهٔ شکسته و خاصی که داشتند، دف و دایره می&zwnj;زدند و ترانه&zwnj;های نوروزی می&zwnj;خواندند. حاجی فیروز&zwnj;های امروزی که مقارن نوروز و سال نو در کوی و برزن مردم را به طرب در می&zwnj;آورند، از بقایای آن رسم کهن است. با این تفاوت که امروزه چون غلام و سیاهانی نیستند که چنین کنند، دیگران خود را سیاه کرده و به زی آنان آراسته و تقلیدشان می&zwnj;کنند.<br />.<br /><strong>میر نوروزی</strong><br />در ایران رسم بود در ایام عید نوروز محض تفریح عمومی و مضحکه فردی عامی و از میان مردم را به عنوان پادشاه یا امیر یا حاکمی موقتی به نام میر نوروزی انتخاب می&zwnj;کردند و برای یک یا چند روز زمام امور شهری را به عهده&zwnj;اش می&zwnj;سپردند پس از انقضای ایام جشن سلطنت او نیز به پایان می&zwnj;رسیده است. واضح است که جز تفریح و خنده و بازی هیچ منظور دیگری در بین نبوده است و احکامی که میرنوروزی صادر می&zwnj;کرده پس از نوروز به حال اول بازگردانده می&zwnj;شده است. نظیر این جشن در بابل نیز مرسوم بود.<br />.<br /><strong>بار عام نوروزی</strong><br />در زمان هخامنشیان، شاه، نوروز را در تخت جمشید برپا می&zwnj;داشت. از رسم&zwnj;هایی که شاهان در نوروز برگزار می&zwnj;کردند، یکی این بود که شاه جشن نوروز را افتتاح می&zwnj;کرد و به مردمان اعلام می&zwnj;داشت که وی آنان را بار خواهد داد و به آنان نیکی خواهد کرد. دومین روز، بلند پایه&zwnj;ترین کسان را بار می&zwnj;داد، یعنی دهقانان و اعضای خاندان&zwnj;های بزرگ (اشراف بلند پایهٔ موروثی، ویسپوهران). سومین روز، اسوران و بلند پایه&zwnj;ترین موبدان را بار میداد. چهارمین روز، خانوادهٔ خود و نزدیکان خویشان و درباریان را بار می&zwnj;داد و پنجمین روز، فرزندان و کارگزاران خود را بار می&zwnj;داد. بدین ترتیب به هر کدام رتبه و اکرامی را که شایستهٔ آن بود ارزانی می داشت چون روز ششم فرا می&zwnj;رسید، شاه که وظایف خود را نسبت به آنان انجام داده&zwnj;بود، نوروز را برای&nbsp;<span style="line-height: 1.5em;">خود و در خلوت جشن می&zwnj;گرفت.</span></p>
<p style="text-align: right;">در دو جشن بزرگ نوروز و مهرگان تظلم و دادخواهی و بار عام شاه و رسوم اهدای پیش کش&zwnj;ها بسیار اهمیت داشت و با تشریفات فراوان اجرا می&zwnj;شد. در نوروز رسمی در دربار جاری بود که اربابان نقش بندگان را برعهده می&zwnj;گرفتند و برعکس. خواجه نظام&zwnj;الملک طوسی وزیر مشهور سلاطین سلجوقی نکتهٔ دیگری دربارهٔ جشن نوروز در زمان ساسانیان ضبط کرده&zwnj;است.<br /><span style="line-height: 1.5em;">رسم ملکان عجم چنان بوده است که روز نوروز و مهرگان پادشاه اجازهٔ دیدار عامهٔ مردم را می&zwnj;داده&zwnj;است و هیچ کس را مانعی از دیدار با شاه نبوده&zwnj;است. هر کس قصهٔ خویش نوشته و شکایت خود را آماده می&zwnj;کرد و شاه نامه&zwnj;ها و شکایات مردم را یک به یک، بررسی می&zwnj;کرد. اگر از شاه شکایتی می&zwnj;شد، موبد موبدان را قاضی قرار داده و شاه از تخت به زیر آمدی و پیش موبد به دو زانو می&zwnj;نشست و می گفت &laquo;بدون محابا بین من و این مرد داوری کن. هیچ گناهی نیست، نزدیک ایزد تعالی، بزرگتر از گناه پادشاهان چون شاه بیدادگر باشد، لشکر همه بیدادگر شوند و خدای عز و عجل را فراموش کنند و کفران نعمت آرند.&raquo; پس موبد به داد مردم، رسیدگی کرده و داد به تمامی بستاند و اگر کسی بر ملک، دعوی باطل کرده بود، عقوبتی بزرگ به او می&zwnj;داد و می گفت &laquo;این سزای آن کس است که بر شاه و مملکت وی عیب جوید.&raquo; در نوروز هر که ضعیف تر بود، نزدیکتر به شاه بود و کسانی که قویتر بودند، باید دورتر از شاه جای می&zwnj;گرفتند. از زمان اردشیر تا زمان یزدگرد بزه گر (یکم)، این رسم بر جا بود. یزدگرد روشهای پدران را بگردانید.</span><br />خواجه نظام&zwnj;الملک طوسی، یزدگرد یکم را به عنوان پادشاهی که این رسم را برانداخته، معرفی کرده&zwnj;است ولی در واقع این رسم توسط یزدگرد دوم، لغو شده&zwnj;است.<br />.<br /><strong>روایتی از پیامبر اسلام در مورد نوروز</strong><br />در کیهان&zwnj;شناسی نوشتهٔ زکریا قزوینی، روایتی از پیامبر اسلام، آمده&zwnj;است که با استناد به قول عبدالصمد بن علی که از قول پدربزرگش، عبدالله بن عباس آن را نقل کرده&zwnj;است، جامی سیمین محتوی شیرینی به پیامبر هدیه شد. پیامبر پرسید &laquo;این چیست؟&raquo; پاسخ دادند &laquo;اینها شیرینی نوروز است&raquo;. وی گفت &laquo;نوروز چیست؟&raquo; پاسخ دادند &laquo;این عیدی بزرگ برای ایرانیان است.&raquo; گفت &laquo;این روزی است که در آن خدا سپاه را دوباره زنده کرد.&raquo; پرسیدند &laquo;کدام سپاه، ای پیامبر خدا؟&raquo; پاسخ داد &laquo;سپاه کسانی که از اقامتگاه&zwnj;های خود از ترس مرگ بیرون آمدند و هزاران بودند و خدا به آنان گفت، بمیرید و بعد آنان را آن روز زنده کرد و روان&zwnj;هایشان را به آنان بازگردانید و به آسمان فرمان داد که بارانی بر آنان ببارد، از این روست که مردمان این رسم را دارند که در این روز آب می&zwnj;پاشند.&raquo; سپس مقداری از آن شیرینی را خورد و محتوای جام را میان اصحاب خود تقسیم کرد. این روایت را ابوریحان بیرونی نیز در آثار الباقیه آورده&zwnj;است.</p>
<p>&nbsp;</p>]]></description>
   <pubDate>Tue, 19 Mar 2013 22:41:32 -0700</pubDate>
   <guid>https://en.ava360.com/articles/read-%d8%ac%d8%b4%d9%86-%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%d8%b1%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86_9.html</guid>
  </item>
  <item>
   <title>عدد هفت در فرهنگ ملل مختلف</title>
   <link>https://en.ava360.com/articles/read-%d8%b9%d8%af%d8%af-%d9%87%d9%81%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af-%d9%85%d9%84%d9%84-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d9%84%d9%81_8.html</link>
   <description><![CDATA[<p style="text-align: right;"><span>1&nbsp;)عدد هفت در قديم: مردم بابل عدد هفت را مقدس مي شمردند، طبقات آسمان و زمين و سيارات هفت بوده است، ايام هفته هفت روز است.&nbsp;</span><br /><span>2 )هفت از نظر مذاهب: به عقيده هندي ها در آئين برهما، انسان هفت بار مي ميرد. عروس و داماد بايد هفت قدم به اتفاق هم بردارند. هفت قدم جلو رفته و قسم مي خورند. در آئين زرتشت هفت فرشته مقرب وجود دارد. در تورات مذکور است که هفت نر و ماده را با خود برگير تا نسلي بر جهان بماند.&nbsp;&nbsp;</span><br /><a style="text-align: start;" href="/uploads/articles/c6297bae.png" rel="prettyPhoto[phpmelody]"><img style="float: left;" src="/uploads/articles/c6297bae.png" alt="" width="300" height="300" border="0" hspace="" vspace="" /></a><span>-&nbsp; هفت در آئين مسيح: هفت معجزه، از 33 معجزه را مسيح در انجيل ذکر کرده است، در انجيل از هفت روح پليد صحبت شده است، به نظر فرقه کاتوليک، هفت نوع شادي و هفت غسل تعميد وجود دارد.&nbsp;&nbsp;</span><br /><span>-&nbsp; هفت در اسلام: آسمان هفت طبقه دارد. فرعون در خواب هفت گاو چاق و هفت گاو لاغر را ديد که گفتند هفت سال خشکسالي و هفت سال فراواني مي شود. جهنم هفت طبقه دارد. گناهان اصلي هفت عدد است. پيش از اسلام در بين اعراب، هفت بار طواف دور کعبه مرسوم بوده و در سنت اسلامي نيز چنين است. هفت نفر قاري قرآن معروف بودند، هفت بار شستن اشيا&raquo; ناپاک و قرار گرفتن هفت عضو بدن هنگام نماز نيز مذکور است.&nbsp;</span><br /><span>3 ) هفت در تصوف: هفت وادي سلوک در تصوف معروف است: 1-طلب، 2-عشق، 3-معرفت، 4-استغنا، 5-توحيد، 6-حيرت، 7-فنا. مولوي مي گويد: هفت شهر عشق را عطار گشت / ما هنوز اندر خم يک کوچه ايم&nbsp;&nbsp;</span><br /><span>4 ) هفت در تاريخ: همراهان داريوش با خود او هفت نفر بودند، در نقش رستم در بالاي آرامگاه داريوش، هفت نقش ملاحظه مي شود. جنگ هاي هفت ساله در زمان لوئي يازدهم واقع شد. اژدهاي هفت سر معروف است. هفت پسر گشتاسب به هفت راهزن تبديل شدند و هفت خوان رستم و اسفنديار معروف است.&nbsp;&nbsp;</span><br /><span>5 ) معابد هفت طبقه: در بابل و آشور هر معبدي هفت طبقه داشت و هر طبقه به نام يکي از سيارات و هفت رنگ بود (سرخ، سيمين، سفيد، سياه، ارغواني، آبي و سبز). حصار اکباتان هفت ديوار داشت و آرامگاه کورش هفت پله دارد.</span></p>
<p style="text-align: right;">&nbsp;</p>
<p dir="rtl"><strong>هفت سین به چه معناست ؟</strong></p>
<p dir="rtl">- به طور مقدمه باید دانست که عدد "هفت" نزد ایرانیان قدیم مقدس بود و به خاطر ستارگان هفتگانه یعنی &laquo; زهره ، مشتری ، عطاد ، زحل ، مریخ ، زمین و خورشید &raquo; عدد هفت را گرامی می داشتند. نیاکان ما که زرتشتی بودند ، اعتقاد داشتند که عقل مقدس یعنی " اهورامزدا " که به او "سپند مینو" نیز می گفتند ، شش وزیر بزرگ به نام "امشاسپندان" دارد که یعنی مقدسان جاویدان و این شش امشاسپند با "سپندمینو" تشکیل (هفت سپند) می دهند.<br /><br />علت این که هفت سین به راستی هفت سین است ، اشاره به هفت "امشاسپند" است و چون کلمه "سپند" با سین شروع می شده ، روی این اصل به علامت آن هفت مقدس جاودانی ، چیزهائی در نظر گرفته شده که هم با حرف سین شروع شده باشند و هم مورد استفاده مثبت بشر واقع شوند.<br /><br />عدد هفت در فرهنگ ملل مختلف:<br /><br /><strong>-عدد هفت در قدیم :&nbsp;</strong><br />مردم بابل عدد هفت را مقدس می شمردند ، طبقات آسمان و زمین و سیارات هفت بوده است ، ایام هفته هفت روز است.&nbsp;<br /><br /><strong>-هفت از نظر مذاهب:</strong><br />به عقیده هندیها در آئین برهما انسان هفت بار می میرد .&nbsp;<br />عروس و داماد باید هفت قدم به اتفاق هم بردارند. هفت قدم جلو رفته و قسم می خورند ، در آئین زرتشت هفت فرشته مقرب وجود دارد. در تورات مذکور است که هفت نر و ماده را با خود برگیر تا نسلی بر جهان بماند.<br /><br /><strong>-هفت در آئین مسیح :&nbsp;</strong><br />هفت معجزه ، از 33 معجزه را مسیح در انجیل ذکر کرده است ، در انجیل از هفت روح پلید صحبت شده است ، به نظر فرقه کاتولیک ، هفت نوع شادی و هفت غسل تعمید وجود دارد.<br /><br /><strong>-هفت در اسلام:&nbsp;</strong><br />آسمان هفت طبقه دارد . فرعون در خواب هفت گاو چاق و هفت گاو لاغر را دید که گفتند هفت سال خشکسالی و هفت سال فراوانی می شود. جهنم هفت طبقه دارد . گناهان اصلی هفت عدد است . پیش از اسلام در بین اعراب ، هفت بار طواف دور کعبه مرسوم بوده و در سنت اسلامی نیز چنین است . هفت نفر قاری قرآن معروف بودند ، هفت بار شستن اشیاء ناپاک و قرار گرفتن هفت عضو بدن هنگام نماز نیز مذکور است .<br /><br /><strong>-هفت در تصوف :&nbsp;</strong><br />هفت وادی سلوک در تصوف معروف است 1) طلب ، 2)عشق ، 3)معرفت ، 4) استغنا ، 5)توحید ، 6) حیرت ، 7)فنا ، مولوی می گوید:<br /><br />هفت شهر عشق را عطار گشت ......... ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم<br /><br /><strong>-هفت در تاریخ :&nbsp;</strong><br />همراهان داریوش با خود او هفت نفر بودند، در نقش رستم در بالای آرامگاه داریوش ، هفت نقش ملاحظه می شود . جنگهای هفت ساله در زمان لوئی 11 واقع شد. اژدهای هفت سر معروف است . هفت پسر گشتاسب به هفت راهزن تبدیل شدند و هفت خوان رستم و اسفندیار معروف است.&nbsp;<br /><br /><strong>-معابد هفت طبقه:&nbsp;</strong><br />در بابل و آشور هر معبدی هفت طبقه داشت و هر طبقه به نام یکی از سیارات و هفت رنگ بود (سرخ ، سیمین، سفید، سیاه، ارغوانی، آبی و سبز). حصار اکباتان هفت دیوار داشت و آرامگاه کورش هفت پله دارد.<br /><br /><span style="color: #000000;"><strong>-سفره هفت سین:</strong><br />در کشورهای مختلف هفت سین&zwnj;های متفاوتی پهن می&zwnj;شود، حتی در برخی از نقاط ایران و دیگر کشورها به جای هفت سین، هفت شین پهن می&zwnj;کنند، سفره هفت سینی که امروزه بیشتر مرسوم است داری هفت مورد از چیزهای مانند:</span><br /><span style="color: #000000;">&bull; سبزه : نماد خرمی و نو زیستی&nbsp;<br />&bull; سرکه : نماد شادی ( میوه درخت تاک در ایران میوه شادی خوانده میشد )&nbsp;<br />&bull; سمنو : نماد خیر و برکت&nbsp;<br />&bull; سیب : نماد مهر و مهرورزی&nbsp;<br />&bull; سیر : نگهبان سفره ( در اکثر فرهنگ های آریائی برای سیر نقش محافظت کننده از شر قائل بودند )&nbsp;<br />&bull; سماق: نماد مزه زندگی&nbsp;<br />&bull; سنجد : نماد حیات و بزر حیات&nbsp;<br />&bull; سپند : (اسفند)</span><br /><br />در سفره مرسوم است، میوه، گل، شیرینی&zwnj;های سنتی، ماهی قرمز، سبزی خوردن، کتاب آسمانی، دیوان شاعران و آینه، قرار دهند.</p>
<p>&nbsp;</p>]]></description>
   <pubDate>Tue, 19 Mar 2013 22:36:18 -0700</pubDate>
   <guid>https://en.ava360.com/articles/read-%d8%b9%d8%af%d8%af-%d9%87%d9%81%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af-%d9%85%d9%84%d9%84-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d9%84%d9%81_8.html</guid>
  </item>
  <item>
   <title>هفت سین در قدیم</title>
   <link>https://en.ava360.com/articles/read-%d9%87%d9%81%d8%aa-%d8%b3%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%82%d8%af%db%8c%d9%85_7.html</link>
   <description><![CDATA[<p style="text-align: right;"><span>در زمان ساسانيان، قاب هاي زيباي منقوش و گرانبهايي از جنس کائولين از چين به ايران آورده مي شد و يکي از کالاهاي ارزشمند بازرگاني چين و ايران همين ظرف هايي بود که بعدها به نام کشوري که از آن آمده بود نامگذاري شد و به نام &laquo;چيني&raquo; و به گويش ديگر به صورت سيني و معرب &laquo;صيني&raquo; در ايران رواج يافت. براي چيدن خوان نوروزي از همين ظرف ها استفاده مي شد; آنها را به عدد هفت امشاسپند که عبارتند از ارديبهشت، خرداد، مرداد، شهريور، بهمن، اسپندارمذ و خود&nbsp;</span><a style="line-height: 1.5em;" href="/uploads/articles/13fbbbba.jpg" rel="prettyPhoto[phpmelody]"><img style="float: left;" src="/uploads/articles/13fbbbba.jpg" alt="" width="396" height="283" border="0" hspace="" vspace="" /></a><span style="line-height: 1.5em;">اهورامزدا، بر سر خوان هاي نوروزي مي گذاشتند و از اين رو خوان نوروزي، به نام هفت سيني و يا هفت قاب نام گرفت و بعدها با حذف &laquo;يا&raquo; به شکل &laquo;هفت سين&raquo; درآمد.</span></p>
<p style="text-align: right;"><span> يکي از لوازم خوان نوروزي، کتاب مقدس بود و چون اين جشن ملي است، هر خانواده مي توانست کتاب مذهبي ويژه خود را بر خوان نوروزي بگذارد. از ديگر خوراکي هايي که در زمان ساساني بر خوان نوروزي مي گذاشتند نان بود که نمادي از برکت است. در آن زمان، نان هايي به اندازه يک کف دست يا اندکي کوچک تر مي پختند و آنها را، درون (DRON&nbsp; ) مي ناميدند و بر سر سفره هفت سين&nbsp; مي گذاشتند. شير تازه دوشيده شده در خوان نوروزي نمادي است از غذاي نوزادان گيهاني، زيرا بنابر اسطوره آفرينش انسان، در گهنبار همسپنتمدم، يعني در سيصد و شصت و پنجمين روز سال آفريده شد.</span></p>
<p style="text-align: right;"><span> بنابراين در جشن زايش آدميان، همانطور که کودک نوزاد به شير نياز دارد، نوزادان گيهاني نيز به شير که در دين ايران کهن بسيار مقدس است، نياز دارند. تخم مرغ بن مايه خوان نوروزي است و انواع سفيد و رنگين آن مي بايستي خوان هفت سين را زينت بخشد. زيرا تخم و تخمه نمادي است از نطفه و نژاد و در روز جشن تولد آدميان که تخمه و نطفه پديدار مي گردد، تخم مرغ تمثيلي است از نطفه باروري که به زودي بايد جان گيرد و زندگي يابد و زايش گيهاني انجام پذيرد. پوست تخم مرغ خود نمادي است از آسمان و طاق گيهان.&nbsp; آينه، سمنو، ماهي، سيب، انار و سکه از ديگر چيزهايي است که خوان نوروزي به آنها مزين مي شود.</span></p>
<p style="text-align: right;"><span> روياندن سبزه و نگريستن به رويش و بالش دانه ها در دوازده روز جشن نوروز از آيين هاي کهن ايرانيان بوده است. رشد بيشتر هر يک از دانه هاي کاشته شده را در گردش سال مظهري از رشد خوب آن دانه در سال نوي زراعي مي پنداشتند. ايرانيان کهن، سبزه روياندن را از زمان جمشيد مي دانستند و معتقد بودند که، جمشيد پس از سرکوب اهريمن و پيروانش (که برکت را از مردم روي زمين گرفته بودند و باد را نمي گذاشتند که بوزد و درختان برويند) به زمين بازگشت. در اين روز که نوروزش ناميدند، هر چوب و درختي که خشک شده بود باز روييد و سبز شد. يادآوري مردگان و بزرگداشت روان درگذشتگان در آخرين روزهاي پايان سال، به ويژه در آخرين شب جمعه سال کهنه، بازمانده از آيين هاي نياپرستي در جامعه هاي دوران ايران باستان است. روز عرفه (آخرين پنجشنبه سال) را که در برخي جاهاي ديگر ايران مانند خراسان به &laquo;روز بي بي حور&raquo; معروف است، روز مردگان مي پندارند و باور دارند که روان هاي مردگان در اين روز آزادند و از آسمان به زمين فرود مي آيند تا آن روز را نزد کسانشان بگذرانند.&nbsp;</span></p>
<p style="text-align: right;"><strong>فلسفه هفت سين چيست؟</strong></p>
<p style="text-align: right;"><span>به طور مقدمه بايد دانست که عدد &laquo;هفت&raquo; نزد ايرانيان قديم مقدس بود و به خاطر ستارگان هفتگانه يعني &laquo;زهره، مشتري، عطارد، زحل، مريخ، زمين و خورشيد&raquo; عدد هفت را گرامي مي داشتند. نياکان ما که زرتشتي بودند، اعتقاد داشتند&nbsp; که عقل مقدس يعني &laquo;اهورامزدا&raquo; که به او &laquo;سپند مينو&raquo; نيز مي گفتند، شش وزير بزرگ به نام &laquo;امشاسپندان&raquo; دارد&nbsp; که يعني مقدسان جاويدان و اين شش امشاسپند با &laquo;سپندمينو&raquo; تشکيل (هفت سپند) مي دهند. علت اين که هفت سين به راستي هفت سين است، اشاره به هفت &laquo;امشاسپند&raquo; است و چون کلمه &laquo;سپند&raquo; با سين شروع مي شده، روي اين اصل به علامت آن هفت مقدس جاوداني، چيزهايي در نظر گرفته شده که هم با حرف سين شروع شده باشند و هم مورد استفاده مثبت بشر واقع شوند.&nbsp;</span></p>
<p>&nbsp;</p>]]></description>
   <pubDate>Tue, 19 Mar 2013 22:34:09 -0700</pubDate>
   <guid>https://en.ava360.com/articles/read-%d9%87%d9%81%d8%aa-%d8%b3%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%82%d8%af%db%8c%d9%85_7.html</guid>
  </item>
  <item>
   <title>نوروز در اشعار پارسی</title>
   <link>https://en.ava360.com/articles/read-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b4%d8%b9%d8%a7%d8%b1-%d9%be%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c_6.html</link>
   <description><![CDATA[<p style="text-align: right;">گویندگان ایرانی از دیرباز تاکنون در وصف نوروز و جشن فروردین که همراه مواهب گرانبهای طبیعت و هنگام تجدید عهد نشاط و شادمانی است، داد سخن داده&zwnj;اند و ما در ذیل به برخی از لطایف اشعار پارسی در این موضوع اشارت می&zwnj;کنیم:</p>
<table style="margin-left: auto; margin-right: auto;" border="0">
<tbody>
<tr>
<td><span style="font-size: small;">نوروز فراز آمد و عیدش به اثر بر</span></td>
<td>&nbsp;</td>
<td><span style="font-size: small;">نزد یکدگر و هر دو زده یک بدگر بر</span></td>
</tr>
<tr>
<td><span style="font-size: small;">نوروز جهان پرور مانده ز دهاقین</span></td>
<td>&nbsp;</td>
<td><span style="font-size: small;">دهقان جهان دیده&zwnj;اش پرورده ببر بر</span></td>
</tr>
<tr>
<td><span style="font-size: small;">آن زیور شاهانه که خورشـید برو بست</span></td>
<td>&nbsp;</td>
<td><span style="font-size: small;">آورد همی خواهد بسـتن به شجــر بر</span></td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: right;"><img style="line-height: 1.5em; display: block; margin-left: auto; margin-right: auto;" src="/uploads/articles/c41f5576.jpg" alt="" width="549" height="412" border="0" hspace="" vspace="" />و هم او در قصیده دیگر چنین گوید:</p>
<table style="margin-left: auto; margin-right: auto;" border="0">
<tbody>
<tr>
<td><span style="font-size: small;">نوروز بـــزرگ آمــد آرایش علم</span></td>
<td>&nbsp;</td>
<td><span style="font-size: small;">میراث به نزدیک ملوک عجم از جم...</span></td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: right;">فرخی ترجیع&zwnj;بند مشهوری در وصف نوروز دارد که بند اول آن چنین است:</p>
<table style="margin-left: auto; margin-right: auto;" border="0">
<tbody>
<tr>
<td><span style="font-size: small;">ز باغ ای باغبان ما را همی بــوی بهـار آید</span></td>
<td>&nbsp;</td>
<td><span style="font-size: small;">کلید باغ ما را ده که فردامان به کار آید</span></td>
</tr>
<tr>
<td><span style="font-size: small;">کلید بـاغ را فردا هـــزاران خواستار آید</span></td>
<td>&nbsp;</td>
<td><span style="font-size: small;">تو لختی صبر کن چندان که قمری بر چنـار آید</span></td>
</tr>
<tr>
<td><span style="font-size: small;">چو اندر بـاغ تو بلبـل به دیـدار بهار آید</span></td>
<td>&nbsp;</td>
<td><span style="font-size: small;">ترا مهمان ناخوانده به روزی صد هـزار آید</span></td>
</tr>
<tr>
<td><span style="font-size: small;">کنون گر گلبنی را پنج شش گل در شـمار آید</span></td>
<td>&nbsp;</td>
<td><span style="font-size: small;">چنان&zwnj;دانـی که هرکس را همی زو بـوی یار آید</span></td>
</tr>
<tr>
<td><span style="font-size: small;">بهـار امســال پندار همی خوشـتر ز پــار آید</span></td>
<td>&nbsp;</td>
<td><span style="font-size: small;">وزین خوشتر شود فردا که خسرو از شکـار اید</span></td>
</tr>
<tr>
<td><span style="font-size: small;">بدین شـایستگی جشنـی بدیــن بایستگی روزی</span></td>
<td>&nbsp;</td>
<td><span style="font-size: small;">ملک را در جهان هر روز جشنی داد و نوروزی</span></td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: right;">منوچهری مسمطی در نوروز ساخته که بند اول آن این است:</p>
<table style="margin-left: auto; margin-right: auto;" border="0">
<tbody>
<tr>
<td><span style="font-size: small;">آمـد نوروز هـــم از بامـــداد</span></td>
<td>&nbsp;</td>
<td><span style="font-size: small;">آمدنــش فرخ و فرخنـــده باد</span></td>
</tr>
<tr>
<td><span style="font-size: small;">باز جهان خرم و خـوب ایســـتاد</span></td>
<td>&nbsp;</td>
<td><span style="font-size: small;">مرز زمستــان و بهاران بــزاد</span></td>
</tr>
<tr>
<td><span style="font-size: small;">ز ابر سیـــه روی سمن بــوی داد</span></td>
<td>&nbsp;</td>
<td><span style="font-size: small;">گیتـی گـردید چـو دارالقـرار</span></td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: right;">هم او در مسمط دیگر گفته:</p>
<table style="margin-left: auto; margin-right: auto;" border="0">
<tbody>
<tr>
<td><span style="font-size: small;">نوروز بزرگـــم بزن ای مطــرب نـــوروز</span></td>
<td>&nbsp;</td>
<td><span style="font-size: small;">زیرا کــه بـود نوبت نوروز به نوروز</span></td>
</tr>
<tr>
<td><span style="font-size: small;">برزن غزلی نغــز و دل&zwnj;انگــیز و دلـفروز</span></td>
<td>&nbsp;</td>
<td><span style="font-size: small;">ور نیست ترا بشنـو از مـرغ نوآمــوز</span></td>
</tr>
<tr>
<td><span style="font-size: small;">کاین فاخته زان کوز و دگر فاخته زانکوز</span></td>
<td>&nbsp;</td>
<td><span style="font-size: small;">بر قافیه خوب همی خــــواند اشــعـار</span></td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: right;">بوالفرج رونی گوید:</p>
<table style="margin-left: auto; margin-right: auto;" border="0">
<tbody>
<tr>
<td><span style="font-size: small;">جشن فرخنده فروردین است</span></td>
<td>&nbsp;</td>
<td><span style="font-size: small;">روز بازار گــل و نسرین است</span></td>
</tr>
<tr>
<td><span style="font-size: small;">آب چون آتش عود افروزست</span></td>
<td>&nbsp;</td>
<td><span style="font-size: small;">باد چون خاک عبیر آگیـن است</span></td>
</tr>
<tr>
<td><span style="font-size: small;">باغ پیراسته گلزار بهشـت</span></td>
<td>&nbsp;</td>
<td><span style="font-size: small;">گلبن آراسـته حورالــعین است</span></td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: right;">مسعود سعد سلمان از عید مزبور چنین یاد کند:</p>
<table style="margin-left: auto; margin-right: auto;" border="0">
<tbody>
<tr>
<td><span style="font-size: small;">رسید عید و من از روی حور دلبر دور</span></td>
<td>&nbsp;</td>
<td><span style="font-size: small;">چگونـــه باشــم بی روی آن بهــشتی حور</span></td>
</tr>
<tr>
<td><span style="font-size: small;">رسید عید همـایـون شها به خدمـت تو</span></td>
<td>&nbsp;</td>
<td><span style="font-size: small;">نهاده پیـش تو هدیه نشاط لهو و ســرور</span></td>
</tr>
<tr>
<td><span style="font-size: small;">برسم عیـد شهـــا باده مـروق نـوش</span></td>
<td>&nbsp;</td>
<td><span style="font-size: small;">به لحن بربط و چنگ و چغانه و طنبور</span></td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: right;">جمال&zwnj;الدین عبدالرزاق گفته:</p>
<table style="margin-left: auto; margin-right: auto;" border="0">
<tbody>
<tr>
<td><span style="font-size: small;">اینـک اینک نوبهـار آورد بیــرون لشکری</span></td>
<td>&nbsp;</td>
<td><span style="font-size: small;">هریکی چون نوعروســی در دگرگـون زیوری</span></td>
</tr>
<tr>
<td><span style="font-size: small;">گر تماشا می&zwnj;کـنی برخیز کاندر بــاغ هست</span></td>
<td>&nbsp;</td>
<td><span style="font-size: small;">با چون مشاطــه&zwnj;ای و باغ چون لعبـت گری</span></td>
</tr>
<tr>
<td><span style="font-size: small;">عرض لشکر می&zwnj;دهد نوروز و ابرش عارض است</span></td>
<td>&nbsp;</td>
<td><span style="font-size: small;">وز گل و نرگس مراد را چون ستاره لشکری</span></td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: right;">حافظ در غزلی گفته:</p>
<table style="margin-left: auto; margin-right: auto;" border="0">
<tbody>
<tr>
<td><span style="font-size: small;">ز کوی یــــار مــی&zwnj;آید نسیــم باد نوروزی</span></td>
<td>&nbsp;</td>
<td><span style="font-size: small;">از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی</span></td>
</tr>
<tr>
<td><span style="font-size: small;">چو گل گر خرده&zwnj;ای داری خدا را صرف عشرت کن</span></td>
<td>&nbsp;</td>
<td><span style="font-size: small;">که قارون را غلطهــا داد سودای زرانــدوزی</span></td>
</tr>
<tr>
<td><span style="font-size: small;">ز جام گل دگر بلبل چنــان مست می لــعلست</span></td>
<td>&nbsp;</td>
<td><span style="font-size: small;">که زد بر چـــرخ فیروزه صفیر تخـــت فیروزی</span></td>
</tr>
<tr>
<td><span style="font-size: small;">به صحرا رو که از دامن غبــار غم بیفشانی</span></td>
<td>&nbsp;</td>
<td><span style="font-size: small;">به گلزار آی کــز بلبل غزل گفــتن بیامـوزی</span></td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: right;">هاتف در قصیده&zwnj;ای گوید:</p>
<table style="margin-left: auto; margin-right: auto;" border="0">
<tbody>
<tr>
<td><span style="font-size: small;">نسیم صبح عنبـر بیز شد بر توده غبـرا</span></td>
<td>&nbsp;</td>
<td><span style="font-size: small;">زمین سبز نسرین خیز شد چون گنبد خضرا</span></td>
</tr>
<tr>
<td><span style="font-size: small;">ز فیض ابر آزادی زمین مرده شـده زنده</span></td>
<td>&nbsp;</td>
<td><span style="font-size: small;">ز لطف بــاد نوروزی جهان پیر شد برنا</span></td>
</tr>
<tr>
<td><span style="font-size: small;">بگرد سـرو گــرم پرفشانی قمــری نالان</span></td>
<td>&nbsp;</td>
<td><span style="font-size: small;">به پای گل به کار جان سپاری بلبل شیدا...</span></td>
</tr>
<tr>
<td><span style="font-size: small;">همایون روز نوروز است امروز و بیفروزی</span></td>
<td>&nbsp;</td>
<td><span style="font-size: small;">بر اورنـگ خلافت کرده شاه لافتـی مـاوی</span></td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: right;">قاآنی در قصیده&zwnj;ای به وصف نخستین روز بهار گوید:</p>
<table style="margin-left: auto; margin-right: auto;" border="0">
<tbody>
<tr>
<td><span style="font-size: small;">رساند باد صبـا مـــژده بهار امـــروز</span></td>
<td>&nbsp;</td>
<td><span style="font-size: small;">ز توبه توبه نمودم هزار بـار امـروز</span></td>
</tr>
<tr>
<td><span style="font-size: small;">هوا بســاط زمــرد فکنـــد در صحــرا</span></td>
<td>&nbsp;</td>
<td><span style="font-size: small;">بیا که وقت نشاطست و روز کار امروز</span></td>
</tr>
<tr>
<td><span style="font-size: small;">سحـاب بر سـر اطفــال بوستان بـــارد</span></td>
<td>&nbsp;</td>
<td><span style="font-size: small;">به جای قطره همی در شاهوار امـــروز</span></td>
</tr>
<tr>
<td><span style="font-size: small;">رسد به گوش دل این مژده&zwnj;ام ز هاتف غیب</span></td>
<td>&nbsp;</td>
<td><span style="font-size: small;">که گشت شیر خداوند شهـــریار امروز</span></td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: right;"><sup id="cite_ref-20"></sup>&nbsp;<strong>جغرافیای نوروز</strong></p>
<p style="text-align: right;">منطقه&zwnj;ای که در آن جشن نوروز برگزار می&zwnj;شد، امروزه شامل چند کشور می&zwnj;شود و همچنان در این کشورها جشن گرفته می&zwnj;شود. برخی آیین&zwnj;های نوروز در این کشورها با هم متفاوت&zwnj;اند. مثلاً در افغانستان&nbsp;<em>سفره هفت&zwnj;میوه</em>&nbsp;می&zwnj;چینند؛ اما در ایران سفره هفت سین می&zwnj;اندازند.</p>
<p style="text-align: right;">جغرافیای نوروز با نام نوروز یا مشابه آن، سراسر خاورمیانه، بالکان، قزاقستان، تاتارستان، در آسیای میانه چین شرقی (ترکستان چین)، سودان، زنگبار، در آسیای کوچک سراسر قفقاز تا آستراخان و نیز آمریکای شمالی، هندوستان، پاکستان، بنگلادش، بوتان، نپال و تبت را شامل می&zwnj;شود.</p>
<p style="text-align: right;">همچنین کشورهایی مانند مصر و چین جزو سرزمین&zwnj;هایی نیستند که در آنها نوروز جشن گرفته می&zwnj;شد، اما امروزه جشن&zwnj;هایی مشابه جشن نوروز در این کشورها برگزار می&zwnj;شود.</p>
<p style="text-align: right;">در تاریخ ۳۰ مارس ۲۰۰۹ (۱۰ فروردین ۱۳۸۸)، پارلمان فدرال کانادا، اولین روز بهار هر سال را به عنوان نوروز (Nowruz Day)، عید ملی ایرانیان و بسیاری اقوام دیگر نامگذاری کرد.</p>
<p style="text-align: right;">در تاریخ ۲۴ فوریه ۲۰۱۰ سازمان ملل متحد با تصويب يک قطعنامه در مقر سازمان در نيويورک، عيد نوروز را به عنوان روز بين المللي نوروز و فرهنگ صلح در جهان به رسميت شناخت.</p>]]></description>
   <pubDate>Tue, 19 Mar 2013 22:28:04 -0700</pubDate>
   <guid>https://en.ava360.com/articles/read-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b4%d8%b9%d8%a7%d8%b1-%d9%be%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c_6.html</guid>
  </item>
  <item>
   <title>ایران باستان و آداب نوروز</title>
   <link>https://en.ava360.com/articles/read-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%a2%d8%af%d8%a7%d8%a8-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2_5.html</link>
   <description><![CDATA[<p style="text-align: right;" align=""><span><strong>مورخان برای نوروز آدابی را برشمرده اند که از قدیم الایام در میان پارسیان مرسوم بوده است. که به طور خلاصه به شرح آن ها می پردازیم</strong>:</span></p>
<p style="text-align: right;" align="">اسب دوانی : یکی از بازیها و سرگرمیهای ایام جشن نوروز اسب دوانی و چوگان بازی بوده است-<br />&nbsp;کشتی گرفتن: از دیگر سرگرمیهای ایام نوروز کشتی گرفتن پلوانان در میدانها بوده است.<br />جامه نوروزی: لباس نو پوشیدن خود و خانواده، سرمه کشیدن به چشم و معطر ساختن بدن و لباس و بستن زینت و زیور به خود از آدابی بود که در نوروز ایرانیان به انجام آنها مقید بودند. انتخاب نوع رنگ لباس که عموماً سرخ و سبز بوده است برای افزایش شادی ناشی از آمدن نوزور جلوه ای خاص داشته است.<br />&nbsp;حنا بستن: در کنار لباسهای نو و زیبا برای افزایش زیبایی، مردم دست و پای خود را حنا می بستند.<br />&nbsp;حلوا و شیرینی: تهیه و خوردن حلوا و شیرینی و عمومیت یافتن آن بین مردم در نوروز، از آدابی است که تا کنون نیز ادامه دارد.<br /><a style="text-align: start;" href="/uploads/articles/428808aa.jpg" rel="prettyPhoto[phpmelody]"><img style="float: left;" src="/uploads/articles/428808aa.jpg" alt="" width="363" height="222" border="0" hspace="" vspace="" /></a>&nbsp;آرایش و آذین: ایرانیان در نزدیکیهای نوروز ضمن آراستن خود، منازل و کوچه ها را نیز آذین می بستند و به پاکسازی محل سکونت و کار خویش می پرداختند.<br />آزادی زندانیان: در ایام نوروز زندانبانان بر زندانیان آسانتر می گرفتند و برخی از آنها نیز از زندان آزاد می شدند. به باور ایرانیان، جمشید در نوروز چینین کرد و از آن پس این سنت همه ساله اجرا می شود و حکومت و مردم به آن پایبند گردیدند.<br />هدیه های نوروزی: در ایران هنگام عید داد و ستدهای نوروزی در میان شاهان و مردم معمولی رواج داشته و تا همین سالها این سنت انجام میشده است. این داد و ستدهای به دو گونه بوده اند، یکی از آنها که معمولترین و عمومی ترین بود همان هدیه و بخششی بود که از طرف بزرگترها به زیر دستان و کوچکترها داده می شد. و دیگری که شاید داد و ستدی که در ایام نوروز انجام می گرفت پیش کشهایی بود که از طرف سران سپاه و درباریان و مالکان به دربار فرستاده می شد.<br />&nbsp;هفت سین نوروزی: یکی دیگر از آیین های نوروزی که از دیرگاهان پیشینه داشته وهم امروز تقریباً درهمه شهرهای ایران رواجی دارد چیدن سفره &laquo; هفت سین &raquo; است. سبب گزینش هفت سین روشن نیست، اما عدد هفت یکی از اعداد مورد احترام و مذهبی ایرانیان باستان بوده است. احتمال می رود هفت سین را به مناسبت هفت امشا سپند برگزیده باشند، همچینین محتمل است سفره هفت سین دگرگون شده سفره ای باشد که در ایام فروردگان برای پذیرایی از فروهرهای درگذشتگان در اطاق مرده و یا بالای بام خانه ها می گذاشتند.<br />به هر حال انتخاب هفت سین و اینکه هرسین را به نام کدام امشاسپند نام کرده و سبب آن انتخاب چه بوده است هنوز بر کسی معلوم نیست. بعضی هم معتقدند که بجای هفت سین، هفت شین هم می تواند باشد.<br />&nbsp;سبزی کاری : مردم چند مدت قبل از آغاز نوروز در ظرفهای کوچک گندم و جو و عدس و مانند اینها تهیه می کردند و آنها را در همان ظرفها سبز می کردند که در منزل ویا هفت سین می گذاشتند و با دیدن آن طبیعت را به خاطر آورده و سبزه بهار را به خانه های خود نوید می دادند.<br />تبریک نوروزی: از آیین های دیگر نوروز گفتن تبریک به یکدیگرست، بطوریکه هر شخص با دیدن خویشان و یا دوستان خود آمدن نوروز را تبریک گفته و آرزو می کند که طرف مقابل صد سال و یا هزار سال زنده باشد و نوروزهایی را درک کند.<br />آداب و سنن دیگری نیز در نوروز وجود دارد که همه آنها را می توان در نغمه سرایی، خنیاگری، باده گساری و چنگ زنی خلاصه کرد. بهر حال به نظر می رسد که همه آداب و سنن نوروز در جهت شادمانی و بهره گیری بیشتر از طبیعت و لذات دنیوی است.</p>
<p>&nbsp;</p>]]></description>
   <pubDate>Tue, 19 Mar 2013 22:20:36 -0700</pubDate>
   <guid>https://en.ava360.com/articles/read-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%a2%d8%af%d8%a7%d8%a8-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2_5.html</guid>
  </item>
  <item>
   <title>چرا نوروز را نوروز گفتند؟</title>
   <link>https://en.ava360.com/articles/read-%da%86%d8%b1%d8%a7-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%b1%d8%a7-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2-%da%af%d9%81%d8%aa%d9%86%d8%af%d8%9f_4.html</link>
   <description><![CDATA[<p style="text-align: right;" align=""><span>در علت نامگداری نوروز تقریبا با توجه به ترکیب کلمه نوروز که از دو کلمه &laquo; نو &raquo; و &laquo; روز &raquo; تشکیل شده است، اختلاف نظری وجود ندارد؛ اما اگراختلافی است در شخصیتی است که این روز را نام نهاد. آنچه مسلم است این است که نوروز آغاز تحولی مثبت در جامعۀ آن روز بوده است. یا خسم نابود شد یا عدالت کسترش یافت و یا ...</span></p>
<p style="text-align: right;" align="">مرحوم علامه مجلسی در بحار از قول ابوریحان بیرونی می نویسد &laquo; بعضی از حشویه گفته اند که وقتی سلیمان بن داود انگشتر خود را گم کرده بود، ملک و پادشاهی از او رخت بربست. اما بعد از چهل روزآن به وی بازگشت. بعد از آن شوکتش به او بازگشت و پادشاهان نزد او آمدند و پرندگان به فرمان او در آمدند و فارسیان گفتند: نوروز آمد. یعنی روز جدید آمد. و به این خاطر نوروز نام گرفت. که سلیمان به باد فرمان داد و پرستوها را به حضور پذیرفت...&raquo;<br />اینکه جمشید همان سلیمان باشد یا اینکه سلیمان نوروز را ایجاد کرده باشد مورد مخالفت برخی از مورخان قرار گرفته است.&nbsp;<br /><img style="text-align: center; float: left;" src="/uploads/articles/76702c8f.jpg" alt="" width="368" height="257" border="0" hspace="" vspace="" />ولی دانشمندانی مانند ابن مقفع ثابت کرده اند که این نشریه اشتباه محض است چه را که بین جمشید و سلیمان سه هزار سال فاصله است.<br />دهخدا علت نامگذاری نوروز این گونه ارائه می دهد که :<br />&laquo; ایرانیان باستان جشنی داشتند بنام فروردگان [ فروردیان ] و آن ده روز طول می کشیده. فروردگان که در پایان سال گرفته می شد ظاهراً در واقع روزهای عزا و ماتم بوده نه جشن و شادی، چنانکه بیرونی راجع به همین روزهای آخرسال در نزد سغدیان گوید: در آخر ماه دوازدهم &laquo; خشوم &raquo; اهل سغد برای اموات قدیم خود گریه و نوحه سرائی کنند و چهره های خود را بخراشند و برای مردگان خوردنیها و آشامیدنیها گذارند.<br />ظاهراً به همین سبب جشن نوروز که پس از آن می آمده علاوه بر آنکه روز اول سال محسوب می شده روز شادی بزرگان بوده است. فردوسی که بدون شک مواد شاهنامۀ خود را مع الواسط از خداینامک و دیگر کتب و رسایل پهلوی اتخاذ کرده ، اندر پادشاهی جمشید گوید :</p>
<p style="text-align: center;" align=""><strong>به فرکیانی یکی تخت سـاخـت&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;چه مایه بدو گوهر اندر نساخت<br />که چون خواستی دیو برداشتی&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;زهـامون به گردون برافراشـتـی<br />چو خـورشـید تـابان میـان هوا&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;نـشـسـت بـر او شـاه فرمـانـروا<br />جهان انجمن شـد بر تخت اوی&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;فـرو مـانـده از فـره بـخـت اوی<br />بـه جـمشــید گـوهر افشـاندند&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;مـر آن روز را روز نـو خـواندند<br />سـر سـال نـو هـرمز فرودیـن&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;برآسوده از رنج تـن دل زکیـن<br />بزرگان به شـادی بسیـاراستند&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;من وجـام و رامـشگران سـاختند<br /></strong><strong>چنین روز فـرخ از آن روزگـار&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;بمانـده از آن خسـروان یـادگـار</strong></p>
<p style="text-align: right;" align="">دربارۀ پیدایش نوروز افسانه های بسیار نقل شده که هر چند اساطیر است اما تواتر آن اخبار وجه تسمیه نوروز و همچنین قدمت انتصاب آن به اعصار آریایی نیک آشکار می گردد.<br />یکی از آن افسانه ها به صورت زیر می باشد:<br />&laquo;... بعضی گفته اند که جمشید که او اول &laquo; جم &raquo; نام داشت و عربان او را &laquo; منوشلح&raquo; می گویند، سیر عالم می کرد چون به آذربایجان رسید فرمود تخت مرصعی را بر جای بلندی رو به جانب مشرق گذارند و خود تاج مرصعی بر سر نهاده بر آن تخت بنشیند ، همینکه آفتاب طلوع کرد و پرتوش بر آن تاج و تخت افتاد، شعاعی در غایت روشنی پید آمد، مردمان از آن شادمان شدند و گفتند این روز نو است...&raquo;<br />در آثار زبان فارسی بعد از اسلام هر جا که نسبت نوروز به جمشید نیست، شیوه سخن به گونه ای است که نسبت این جشن را به کیانیان می دهند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>]]></description>
   <pubDate>Tue, 19 Mar 2013 22:16:40 -0700</pubDate>
   <guid>https://en.ava360.com/articles/read-%da%86%d8%b1%d8%a7-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%b1%d8%a7-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2-%da%af%d9%81%d8%aa%d9%86%d8%af%d8%9f_4.html</guid>
  </item>
  <item>
   <title>آداب عید نوروز</title>
   <link>https://en.ava360.com/articles/read-%d8%a2%d8%af%d8%a7%d8%a8-%d8%b9%db%8c%d8%af-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2_3.html</link>
   <description><![CDATA[<p style="text-align: right;">آداب عید نوروز-عید نوروز چون اعیاد اسلامی، از آداب و رسومی خاص اسلامی برخوردار است و علاوه بر آن، برخی آداب و رسوم نیکو نیز در ایام نوروز در میان مردم ایران زمین، دیده می شود، در ادامه به برخی از این آداب و رسوم اشاره می کنیم:</p>
<p style="text-align: right;"><a style="line-height: 1.5em;" href="/uploads/articles/740d0f77.jpg" rel="prettyPhoto[phpmelody]"><img style="float: left;" src="/uploads/articles/740d0f77.jpg" alt="" width="351" height="263" border="0" hspace="" vspace="" /></a>&nbsp;<span>●</span><strong> نماز عید</strong></p>
<p style="text-align: right;"><span style="line-height: 1.5em;">یکی از آداب عید نوروز خواندن نماز عید است.شیخ طوسی(ره) فرموده است: نماز ظهر و عصر روز نوروز را که خواندی چهار رکعت نماز با دو سلام (دو رکعت دو رکعت) می خوانی رکعت اول پس از حمد ده بار سوره &laquo;قدر&raquo; رکعت دوم پس از حمد ده بار سوره &laquo;کافرون&raquo; رکعت سوم پس از حمد ده بار سوره &laquo;توحید&raquo; رکعت چهارم پس از حمد ده بار سوره &laquo;ناس&raquo; و &laquo;فلق&raquo; (معوذتین). و در پایان نماز سجده شکر بجاآور و در آن دعاکن تا خداوند گناهان ۵۰ ساله ات را ببخشد.</span></p>
<p style="text-align: right;"><br />●<strong>&nbsp;نظافت و لباس تمیز</strong><br />یکی دیگر از آداب عید نوروز پوشیدن لباس نو و تمیز است.نظافت و رعایت بهداشت و نیز پوشیدن لباس تمیز و استفاده از عطر و بوی خوش در صورت امکان از وظایف اخلاقی و اجتماعی نوروز است. از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود: &laquo;و</p>
<hr />
<p style="text-align: right;">البس انظف ثیابک و تطیب باطیب طیبک&raquo; ؛ &laquo;تمیزترین لباست را بپوش و با بهترین عطرت خود را خوشبوی ساز&raquo;</p>
<p style="text-align: right;"><br />●<strong>خرید لباس&nbsp;</strong><strong>&nbsp;نو و سبز کردن گندم</strong></p>
<p style="text-align: right;">سبز کردن گندم و خرید لباس از دیگر آداب و رسوم عید است.یکی دو روز مانده به آغاز سال جدید (نوروز)، افراد خانواده برای خرید لباس عیدشان به بازار و فروشگاه ها می روند و لباس های نو و پارچه های رنگین، خریداری می کنند. در واقع افراد خانواده با خرید لباس نو و تغییر ظواهر زندگی نشاط خاصی ا به زندگی خود می بخشند.<br />در برخی از مناطق ایران، به رعایت این آداب و رسوم، بسیار تاکید شده است به عنوان مثال در شیراز، از یکی دو ماه به نوروز مانده شیرازی ها به بازار می روند و لباس عیدشان را می خرند پارچه هایی معمولاً خریداری می شود که دارای رنگ روشن و سرخ یا زرد باشد. آنها معتقدند که لباس را خودشان بدوزند، پارچه آن را روزهای دوشنبه یا جمعه قیچی کنند و نیز روز پنج شنبه ساعت سنگین است و لباس مدتی روی دست می ماند تا دوخته شود، روز سه شنبه اگر بریده شود نصیب دزد یا مرده شور خواهد شد و روز چهار شنبه می سوزد وسایل خانه نیز باید عوض شود و یا تمیز گردد. پختن نان شیرین از جمله کارهایی است که حتماً باید قبل از عید و برای عید انجام بگیرد .<br />سبز کردن گندم، عدس، تره تیزک، ده پانزده روز به عید مانده در خانه های شیراز صورت می گیرد. برای این کار از ظرفی استفاده می کنند که از جنس مس یا روی باشد و بعد مقداری دانه ابتدا به سلامتی آقا امام زمان (عج) می ریزند و به ترتیب بعد از آن نام اعضای خانواده را می آورند.</p>
<p style="text-align: right;">●<strong> خانه تکانی</strong><br />یکی از رسوم پسنده و ارزشهای نیک عید، نظافت و خانه تکانی است که یکی دو هفته پیش از عید خانه تکاتی یا رفت و روب انجام می گیرد و مجدداً اثاثیه را جابه جا می کنند و گردگیری می کنند و دوباره آنها را می چینند در واقع مردم قبل از رسیدن سال نو تحولی در زندگی خود می کنند و خانه را برای پذیرانی از میهمانان عید آماده می سازند.</p>
<p style="text-align: right;">●<strong> تهیه سفره هفت سین</strong><br />تهیه سفره هفت سین از دیگر آداب عید نوروز است.بزرگترین نماد آیین نوروز "هفت سین" ، است. "محمد علی دادخواه" که اخیراً پژوهشی با عنوان "نوروز و فلسفه هفت سین" را به نگارش در آورده، در این باره می نویسد: "عدد هفت برگزیده و مقدس است. در سفره نوروزی انتخاب این عدد بسیار قابل توجه است. ایرانیان باستان این عدد را با هفت امشاسپند یا هفت جاودانه مقدس ارتباط می دادند. در نجوم عدد هفت، خانه آرزوهاست و رسیدن به امیدها را در خانه هفتم نوید می دهند. علامه مجلسی می فرماید: آسمان هفت طبقه و زمین هفت طبقه است و هفت ملک یا فرشته موکل برآنند و اگر موقع تحویل سال، هفت آیه از قرآن مجید را که باحرف سین شروع می شودبخوانند آنان را از آفات زمینی و آسمانی محفوظ می دارند."<br />هفت سین عبارت است از سماق، سیر، سنجد، سمنو، سکه، سرکه، سبزی .</p>
<p style="text-align: right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align: right;"><strong>آداب عید نوروز</strong></p>
<p style="text-align: right;">● <strong>یکی از آداب عید نوروز، جمع شدن تمام افراد خانواده بر سر سفره عید در لحظه تحویل سال نو</strong></p>
<p style="text-align: right;">موقع تحویل سال نو همه اهل خانه با لباس نو بر سر سفره می نشینند، مادر اسپند دود می کنند، یکی از بچه ها شمع روشن می کند، پدر قرآن می خواند و &hellip;<br />هر کدام از این آداب و رسوم عید، فلسفه خاص خود را دارد؛ مادر اسپند دود می کند برای دوری از چشم زخم حسود، با روشن کردن شمع، بر روشنایی خانه و زندگی تاکید می شود و از خانواده بزرگ افراد خانواده می خواهند تا در سال نو، خانه آنها را با شمع وجود پدر و مادر نورانی کند؛ قرآن خوانده می شود تا در آغاز سال نو دل ها به سوی خداوند بزرگ سوق داده شود و از صاحب قرآن خواسته شود که در این سال جدید نیز یار و مددکار اهل خانه باشد، حضور ثابت و گسترده قرآن نه تنها در سفر عید بلکه در تمام آداب اجتماعی نوروز نشان از مردم ایران زمین توجه به قرآن دارد و قرائت قرآن و بوسیدن آن در ساعات تحویل سال از جمله آداب سال تحویل است.<br />بر سر سفره عید، سکه، برنج، آب، ماهی قرمز، آیینه و &hellip; نیز دیده می شود که سکه نشان از خیر و برکت و رفاه؛ برنج، نشانی از خیر و برکت و فراوانی؛ آب، نشان صافی و پاکی و روشنایی و گشایش کار؛ ماهی قرمز، شگون دارد؛ آیینه، برای رفع کدورت و نشانی ازصفا و پاکی و یکرنگی است.<br />افراد خانواده بعد از تحویل سال نو با هم روبوسی کرده و عید را به هم تبریک می گویند و برای هم سال خوب و پربرکتی را آرزو می کنند.</p>
<p style="text-align: right;"><strong>● دعای تحویل سال نو یکی دیگر از آداب عید نوروز</strong><br />مجلسی در کتاب زادالمعاد در خصوص دعای سال نو روایت می کند که در وقت تحویل سال این دعا را بسیار بخوانید:&laquo; یا مقلب القلوب والابصار یا مدبر اللیل والنهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال.&raquo;<br />علامه مجلسی(ره) همچنین خواندن این دعا را در نوروز مناسب دانسته است:<br />&laquo;اللهم هذه سنه جدیده و انت ملک قدیم اسإلک خیرها و خیرمافیها و اعوذبک من شرها و شرمافیها و استلفیک موونتها و شغلها یا ذالجلال و الاکرام. ؛ بارالها! این سال جدید است و تو خدایی ازلی و قدیم هستی. خیر این سال و خیر آنچه را در این سال پیش می آید، از تو خواستارم و از شر این سال و شرآنچه در این سال پیش خواهد آمد، به تو پناه می برم...&raquo;</p>
<p style="text-align: right;"><strong>● زیارت اهل قبور</strong><br />یکی دیگر از آداب عید نوروز،رفتن به زیارت اهل قبور در آغازین روزهای سال نو و نیز برگزاری مراسم تحویل سال در کنار قبور شهدإ از دیگر آداب دینی نوروز است.تشرف و حضور در اماکن مقدسه و مشاهد مشرفه و برگزاری مراسم تحویل سال نو در آن مکانها نیز از جمله آداب نوروز می باشد.</p>
<p style="text-align: right;"><strong>● دید و بازدید و دادن عیدی</strong><br />ایام عید فرصت مناسبی برای صله رحم و رسیدگی به وضع خویشان و بستگان است که این نیز یکی از نشانه های اخلاق و سنن مرضیه اسلامی و انسانی است. از همان روز اول نوروز، دید و بازدیدها آغاز می شود. در همه خانواده ها رسم بر آن است که افراد خانواده ابتدا به دیدن بزرگترهای فامیل می روند و عید را به آنها تبریک می گویند. سپس به خانه بر می گردند و منتظر می مانند تا بزرگترها به آنها سر بزنند. در این دید و بازدیدها عیدی هم داده می شود.علاوه بر دیدوبازدید از بستگان، دوستان، همسایگان و بزرگان فامیل، با جمعی از مصیبت دیدگان در سال گذشته نیز دیدار می شود. دید و بازدیدها تا روز سیزده بدر، (سیزدهمین روز سال نو)، ادامه داد.</p>
<p style="text-align: right;"><strong>● سیزده بدر</strong><br />یکی دیگر از آداب عید نوروز اجرای مراسم سیزده بدراست. سیزده بدر در میان ایرانیان از دیر باز امری بسیار جدی بوده است که همواره با برپایی مراسمی خاص همراه بوده است . از آن جمله می توان به غذاهایی که مردم به طور سنتی در روز سیزده به در می خوردند اشاره کرد . خوردن کاهو سکنجبین و چغاله بادام از خوردنی های مرسوم عصر سیزده به در است.</p>
<p style="text-align: right;"><br /><span><strong>نوروز در کشورهای دیگر:</strong></span></p>
<p style="text-align: right;"><strong><span>آداب عید نوروز</span></strong></p>
<p style="text-align: right;"><strong>آداب عید نوروز در ترکمنستان</strong><br />در کشور ترکمنستان، طبق رسم قدیم و جدید، دوبار در سال جشن سال نو گرفته می&zwnj;شود. یکی از این جشن&zwnj;ها با استناد به تقویم میلادی که به تایید سازمان ملل رسیده، به عنوان جشن بین&zwnj;المللی&laquo;سال&zwnj; نو&raquo; شناخته می&zwnj;شود و دیگری برگزاری عید نوروز به نشانه&zwnj;ی احیای دوباره&zwnj;ی آداب و رسوم دیرینه&zwnj;ی مردم ترکمنستان است. مردم ترکمنستان در این ایام با پختن غذاهای معروف نوروزی مانند نوروز کجه، سمنو و اجرای بازی&zwnj;های مختلف جوانان ترکمن، حال و هوای دیگری به این جشن و شادی می&zwnj;دهند. در ایام نوروز مسابقات مختلفی در ترکمنستان برگزار می&zwnj;شود که می&zwnj;توان به مسابقات اسب&zwnj;&zwnj;دوانی، پرش برای گرفتن دستمال از بلندی، خروس جنگی و ... اشاره کرد.</p>
<p style="text-align: right;"><strong>آداب عید نوروز در افغانستان</strong><br />نوروز در افغانستان یا به عبارتی در بلخ و مرکز آن مزار شریف، هنوز به همان شکوه پیشین برگزار می&zwnj;شود. در روزهای اول سال، همه&zwnj;ی دشت&zwnj;های بلخ و دیوار و پشت&zwnj;بام&zwnj;های گلی آن پر از گل سرخ می&zwnj;شود. گویی بلخ سبدی از گل سرخ است! رسم است که در اولین روز عید نوروز، علم امام علی با مراسم خاص و با شکوهی در صبح آن روز برافراشته شود. با افراشته شدن آن، جشن نوروز نیز رسماً آغاز می&zwnj;شود و تا چهل شبانه روز ادامه می&zwnj;یابد. در این چهل شبانه&zwnj;روز حاجت&zwnj;مندان و بیماران برای شفا در پای این علم مقدس به چله می&zwnj;نشینند. مردم این سرزمین بر این باورند که اگر برافراشته شدن علم به آرامی و بدون لرزش و توقف از زمین بلند شود، سالی که در پیش است نیکو و میمون است. از آیین و رسم نوروز در&nbsp;<span style="line-height: 1.5em;">سرزمین بلخ می&zwnj;توان به شستشوی فرش&zwnj;های خانه و زدودن گرد وغبار پیش از آمدن نوروز و انجام مسابقات مختلف از قبیل بزکشی، شتر جنگی، شتر سواری، قوچ جنگی و کشتی خاص این منطقه اشاره کرد.</span></p>
<p style="text-align: right;"><br /><strong>آداب عید نوروز در پاکستان</strong><br />در میان مردم پاکستان، تقویم و روزشمار یا سال نمای نوروز از اهمیت خاصی برخوردار است. از آداب و رسوم عید نوروز در میان مردم پاکستان می&zwnj;توان به خانه تکانی و یا به عبارتی پاکیزه کردن خانه و پوشیدن لباس نو و تهیه کردن انواع شیرینی و همچنین پختن غذاهای معروف این ایام و عیدی دادن و گرفتن و دید و بازدید اقوام اشاره کرد. در ایام نوروز مردم پاکستان از گفتار نامناسب پرهیز کرده و یکدیگر را با احترام صدا می&zwnj;زنند.</p>
<p style="text-align: right;"><strong>نوروز در جمهوری آذربایجان</strong><br />یکی از جشن&zwnj;های بزرگ مردم جمهوری آذربایجان نوروز است. مردم این سرزمین به جهت اعتقادات شدید یه آیین و مراسم نوروز، برای با شکوه&zwnj;تر انجام شدن جشن نوروز، برای این مراسم تدارکات ویژه&zwnj;ای می&zwnj;بینند؛ از قبیل سرودن ترانه&zwnj;های پیش از نوروز، تدارک بساط شادی ایام نوروز، تهیه&zwnj;ی لوازم و مواد مورد نیاز، سفره&zwnj;ی نوروز، تهیه&zwnj;ی چیستان&zwnj;های نوروزی، ستایش و نفرین&zwnj;های نوروزی، پند و امثال نوروزی و انجام آیین و مراسم نوروزی. در میان مراسم نوروزی، مراسم خاطره&zwnj;انگیزی همچون ارسال خوان سمنو، انداختن کلاه پوستین به درها، آویزان کردن کیسه و توبره از سوراخ بام در شب عید و درخواست تحفه&zwnj;ی عید در این سرزمین موسوم است.<br />البته برپایی عید نوروز در کشورهای دیگری مثل تاجیکستان، ازبکستان، قرقیزستان، بعضی از مناطق مصر، و حتی مناطق کردنشین عراق و ترکیه هم برگزار می&zwnj;شود.</p>
<p style="text-align: right;">&nbsp;</p>]]></description>
   <pubDate>Sun, 17 Mar 2013 22:56:34 -0700</pubDate>
   <guid>https://en.ava360.com/articles/read-%d8%a2%d8%af%d8%a7%d8%a8-%d8%b9%db%8c%d8%af-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2_3.html</guid>
  </item>
  <item>
   <title>خوش به‌حال غنچه‌های نیمه‌باز</title>
   <link>https://en.ava360.com/articles/read-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d8%a8%d9%87%e2%80%8c%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d8%ba%d9%86%da%86%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%86%db%8c%d9%85%d9%87%e2%80%8c%d8%a8%d8%a7%d8%b2_1.html</link>
   <description><![CDATA[<p style="text-align: right;"><img style="line-height: 1.5em; float: left;" src="/uploads/articles/2ac8012c.jpg" alt="" width="431" height="317" border="0" hspace="" vspace="" />بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک<br />شاخه&zwnj;های شسته، باران&zwnj;خورده پاک<br />آسمانِ آبی و ابر سپید<br />برگ&zwnj;های سبز بید<br />عطر نرگس، رفص باد<br />نغمۀ شوق پرستوهای شاد<br />خلوتِ گرم کبوترهای مست<br />نرم&zwnj;نرمک می&zwnj;&zwnj;رسد اینک بهار<br />خوش به&zwnj;حالِ روزگار<br />خوش به&zwnj;حالِ چشمه&zwnj;ها و دشت&zwnj;ها<br />خوش به&zwnj;حالِ دانه&zwnj;ها و سبزه&zwnj;ها<br />خوش به&zwnj;حالِ غنچه&zwnj;های نیمه&zwnj;باز<br />خوش به&zwnj;حالِ دختر میخک که می&zwnj;خندد به ناز<br />خوش به&zwnj;حالِ جام لبریز از شراب<br />خوش به&zwnj;حالِ آفتاب<br />ای دلِ من گرچه در این روزگار<br />جامۀ رنگین نمی&zwnj;پوشی به کام<br />بادۀ رنگین نمی&zwnj;بینی به&zwnj; جام<br />نُقل و سبزه در میان سفره نیست<br />جامت از آن می که می&zwnj;باید تُهی&zwnj;ست<br />ای دریغ از تو اگر چون گُل نرقصی با نسیم<br />ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب<br />ای&zwnj; دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار<br />گر نکوبی شیشۀ غم را به سنگ<br />هفت&zwnj;رنگش می&zwnj;شود هفتاد رنگ<br />فریدون مشیری<br />از مجموعۀ &laquo;ابر و کوچه&raquo;</p>
<p>&nbsp;</p>]]></description>
   <pubDate>Sun, 17 Mar 2013 20:07:17 -0700</pubDate>
   <guid>https://en.ava360.com/articles/read-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d8%a8%d9%87%e2%80%8c%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d8%ba%d9%86%da%86%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%86%db%8c%d9%85%d9%87%e2%80%8c%d8%a8%d8%a7%d8%b2_1.html</guid>
  </item>
  <item>
   <title>درباره نوروز</title>
   <link>https://en.ava360.com/articles/read-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2_2.html</link>
   <description><![CDATA[<p style="text-align: right;"><span><span dir="rtl">نوروز یکی از کهن&zwnj;ترین جشن&zwnj;های به جا مانده از دوران باستان است. خاستگاه نوروز در ایران باستان است و هنوز مردم مناطق مختلف فلات ایران نوروز را جشن می&zwnj;گیرند. زمان برگزاری نوروز، در آغاز فصل بهار است. نوروز در ایران و افغانستان آغاز سال&nbsp;</span></span></p>
<p><img style="float: left;" src="/uploads/articles/e70ace70.jpg" alt="" width="331" height="238" border="0" hspace="" vspace="" /></p>
<p style="text-align: right;"><span><span dir="rtl">نو محسوب می&zwnj;شود و در برخی دیگر از کشورها تعطیل رسمی است</span>.</span></p>
<p align="right"><span><span><span dir="rtl">مجمع عمومی سازمان ملل در نشست&nbsp;</span><span dir="rtl">۴</span><span dir="rtl">&nbsp;</span><span dir="rtl">اسفند&nbsp;</span><span dir="rtl">۱۳۸۸ (۲۳</span><span dir="rtl">&nbsp;</span><span dir="rtl">فوریه&nbsp;</span><span dir="rtl">۲۰۱۰) ۲۱</span><span dir="rtl">&nbsp;</span><span dir="rtl">ماه مارس را به&zwnj;عنوان روز جهانی عید نوروز، با ریشهٔ ایرانی به&zwnj;رسمیت شناخت و آن را در تقویم خود جای داد. در متن به تصویب رسیده در مجمع عمومی سازمان ملل،&nbsp;</span></span></span><span style="line-height: 1.5em;" dir="rtl">نوروز، جشنی با ریشه ایرانی که قدمتی بیش از&nbsp;</span><span style="line-height: 1.5em;" dir="rtl">۳</span><span style="line-height: 1.5em;" dir="rtl">&nbsp;</span><span style="line-height: 1.5em;" dir="rtl">هزار سال دارد و امروزه بیش از&nbsp;</span><span style="line-height: 1.5em;" dir="rtl">۳۰۰</span><span style="line-height: 1.5em;" dir="rtl">&nbsp;</span><span style="line-height: 1.5em;" dir="rtl">میلیون نفر آن را جشن می&zwnj;گیرند توصیف شده&zwnj;است.</span></p>
<p align="right"><span><strong>&nbsp;<span dir="rtl">نوروز از دیدگاه اسلام و تشیع</span></strong></span></p>
<p align="right"><span><span dir="rtl">در اسلام و به ویژهٔ آیین تشیع به نوروز به عنوان روزی خجسته نگاه شده است و بر گرامی داشتن آن تأکید شده است. از دیدگاه شیعه، نوروز روز ظهور امام زمان است. در حدیثی</span></span></p>
<hr />
<p align="right"><span><span dir="rtl">از امام صادق&nbsp;(ع)&nbsp;آمده است</span>:</span></p>
<p align="right"><span>&laquo;<span dir="rtl">روز نوروز همان روزی است که خداوند در آن از بندگانش پیمان گرفت که او را پرستش کنند و هیچ چیزى را شریک او ندانند و این که به پیامبران و اولیایش ایمان بیاورند و آن نخستین روزی است که خورشید در آن طلوع کرده، و بادهاى باردار کننده در آن وزیده است و گلها و شکوفه&zwnj;هاى زمین آفریده شده است. و آن روزیست که کشتى نوح(ع) به کوه جودى قرار گرفت. و آن روزى است که در آن قومى که از ترس مرگ از خانه&zwnj;هاى خود بیرون آمدند و آنها هزارها نفر بودند پس خداوند آنها را بمیراند و سپس آنها را در این روز زنده کرد. و آن روزیست که جبرئیل بر پیامبر (ص) فرود آمد. و آن همان روزی است که ابراهیم(ع) بت هاى قوم خود را شکست. و آن همان روزی است که پیغمبر خدا، امیرالمومنین على(ع) را بر دوش خود سوار کرد تا بت هاى قریش را از بالاى خانه خدا به پائین انداخت و آنها را خرد کرد</span>...&raquo;</span></p>
<p align="right"><span>&nbsp;<strong><span dir="rtl">جغرافیای نوروز</span></strong></span></p>
<p align="right"><span><span dir="rtl">منطقه&zwnj;ای که در آن جشن نوروز برگزار می&zwnj;شد، امروزه شامل چند کشور می&zwnj;شود و همچنان در این کشورها جشن گرفته می&zwnj;شود. برخی آیین&zwnj;های نوروز در این کشورها با هم متفاوت&zwnj;اند. در افغانستان در نوروز سفره هفت&zwnj;میوه می&zwnj;چینند؛ اما ایران سفره هفت سین می&zwnj;اندازند</span>.</span></p>
<p align="right"><span><span dir="rtl">جغرافیای نوروز با نام نوروز یا مشابه آن، سراسر خاورمیانه، بالکان، قزاقستان، تاتارستان، در آسیای میانه چین شرقی (ترکستان چین)، سودان، زنگبار، در آسیای کوچک سراسر قفقاز تا آستراخان و نیز آمریکای شمالی، هندوستان، پاکستان، بنگلادش، بوتان، نپال و تبت را شامل می&zwnj;شود.</span></span></p>
<p align="right"><span><span dir="rtl">همچنین کشورهایی مانند مصر و چین جزو سرزمین&zwnj;هایی نیستند که در آنها نوروز جشن گرفته می&zwnj;شد، اما امروزه جشن&zwnj;هایی مشابه جشن نوروز در این کشورها برگزار می&zwnj;شود</span>.</span></p>
<p align="right"><span><span dir="rtl">در تاریخ ۳۰</span><span dir="rtl">&nbsp;</span><span dir="rtl">مارس&nbsp;</span><span dir="rtl">۲۰۰۹[۲۲] (۱۰</span><span dir="rtl">&nbsp;</span><span dir="rtl">فروردین&nbsp;</span><span dir="rtl">۱۳۸۸)</span><span dir="rtl">، پارلمان فدرال کانادا، اولین روز بهار هر سال را به عنوان نوروز</span>&nbsp;(Nowruz Day)<span dir="rtl">، عید ملی ایرانیان و بسیاری اقوام دیگر نامگذاری کرد.</span></span></p>
<p align="right"><span><span dir="rtl">در تاریخ 24 فوریه 2010 سازمان ملل متحد با تصويب يک قطعنامه در مقر سازمان در نيويورک، عيد نوروز را به عنوان روز بين المللى نوروز و فرهنگ صلح در جهان به رسميت شناخت.</span></span></p>
<p>&nbsp;</p>]]></description>
   <pubDate>Sun, 17 Mar 2013 20:02:58 -0700</pubDate>
   <guid>https://en.ava360.com/articles/read-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2_2.html</guid>
  </item>
 </channel>
</rss>